خاااااک

گفته بودم فوبیای تلفن دارم؟داداش از تو حال دااااد میزنه رفیق جانت داره زنگ میزنه.گوشیو میده بهم و :

_بنفشه کجایی؟چیزیت شده؟

_خوبم بابا انقد دلتون تنگ میشه برام؟یه هفته س ندیدمتون!

_چرا مدرسه نیومدی؟

_چرا بیام؟

_نگو نمیدونستی...

_چیووو-_-

_امتحان ترم داشتیم صبح


و قطع شد.تا الان هر چی زنگ زدم بگه چه امتحانی چه درسی آخر چرا شما چرا برنامه امتحانی نمیدید به من اصن مگه امتحانات یک خرداد شروع نمیشه-_-شهریور باید بدم امتحانشو یعنی؟


پی نوشت:ریاضی بوده رفقا:))))))شهریوری شدیم رفت

وای اقا من قلبم اومد تو دهنم:|||
جدا؟:(احتمالا دینی بوده

نه بابا دینی نهایی کشوریه یک خرداده دقیقا

ریاضی بوده :دی

خداکنه درستش کنن شهریور نری دیگه:/
باباقدیمایه زنگی میزدن ازمدرسه میگفتن دخترتون چرا نیومده امتحان بده منم همینطوری شدم مثلا فکرمیکردم امتحانمون یکشنبه هس شنبه بود ساعت8ربع کم داشتم اسوده صبحانه میخوردم یه چیزاییم نخونده بودم زنگ زدن خونمون پاشوبیا امتحان بده:|

نمیدونم چی میشه تکلیفش...

آخه پیش دانشگاهیا کلا خردادو شل میگیرن و بعضی امتحانا رو نمیدن میگن بعد کنکور شهریور میدیم:| اینام فک کردن لابد خودم نخواستم بیام!

مشکلی پیش نمیاد نگران نباش :) حتی من دوستام پارسال امتحانای نهایی رو خواب میموندن، بعدا رفتن دادن دوباره :))
مدرسه ما که هر خبری میشه به کل خانواده پیامک میده :| فقط کم مونده برا دایی و خالم هم بفرسته برنامه کلاسا و امتحانا و اینا رو :|

شما پسرین آخه ذاتتون این کاراس:)))))))))))))

آره بابا ما هم پیام میده.حالا اگه جلسه اولیا بود زیر آبمونو بزنن یا یادآوری کنن شهریه رو بده حتما میفرستادن.این دفعه واس هیچکدوممون نفرستادن بلاگرفته ها :|

وآی خدا !!!!!!
من بودم تا خود ظهر دق میکردم :/

میگم بنفشه وآقعا مدرستون خبر نداد بهتون ؟
ما خودمون از اسفند دیگه تعطیل شدیم همو ندیدیم ولی از ابتدا اردیبهشت برنامه ها رو برامون گذاشتن کانال مدرسه که کسی برنامه هاش بهم نریزه !

چه ضدحالی هستآ...
فک کن تو اوج عشق و حال anar anar (نمدونستم چجور فارسیشو بنویسم ) پاشی بری امتحان بدی :/

او بابت داستان های درس و مشق و نمره ناراحت نمیشود و تا الان هار هار در حال خندیدن بوده که آخ جون!!در رفتم از دست ریاضی!!


ما مدرسمون کانال نداره:| جوابم به چارلی واس پیامک رو هم بخون

درستش میکنم.با معلمش صحبت میکنم بین امتحانا بگیره یا بعد امتحانا.احتمالا قبول کنه

منم یه دوستی دارم که تا نگی خودش نمیره دنبالش :/ بعدشم تازه باید معذرت خواهی کنی چرا نگفتی :| خب پیگیر نیستین چرا شماها؟ 
ایشالا که درست شه بتونی بدی همین روزا... شهریور که دیگه حال درس خوندن نیست =|

بابااااااااا من خودم نقش مامان اینا رو دارم همیشه اطلاعاتم بروزه تا الآن هی من خبرشون کردم .این دفعه به شدت غرق برنامه کنکور بودم و گفتم زوده حالا!امتحانات خرداد شروع میشه.قرار بود امروز صب برم مدرسه آمار امتحانا رو بگیرم که خب خواب موندم و بیخیالش شدم

از یه ور دیگه برنامه امتحان نهایی رو دیدی؟دینی یک خرداده.این دینی گولم زد.گفتم مثل همیشه دینی امتحان اوله و از یک خرداد شروع میشه دیگه
ابشالا.اصصصصصصصصلا شهریور حسش نی.شهریور درگیر خرید جهیزیه برای خوابگاهم آخه :)))))))))))

بنفش:|||||||||||
حواست کجا بود عاخه؟
بری صحبت کنی میگیرن ازت غصه نخور:))))

تقصیر دینیه همش

دینی نهاییه یک خرداده
همیشه دینی امتحان اوله
گفتم از یکم شروع میشه دیگه
وججججدانا زود شروع کردن امتحانا رو!زووود!

جهیزیه خوابگاه :)))))))
پسرا کلا یه بالشت و پتو میارن با یه کتری D:

آره دیگه جهیزیه:)))))

پسرا ساده زیست ن:)):دی من باید کل بساطمو بیارم

یاد پارسال افتادم. واسه امتحان زیست خواب موندم ۷/۵۵ بیدار شدم، هشت و پنج دقیقه تو سالن امتحان بودم:))) سرعت عمل :)))
واسه فیزیک هم حوصلم نشد صبح پاشم، شهریور قاطی تجدیدیا دادم :))
واسه شیمی هم که نصف همکلاسیام نیومده بودن ولی من رفته بودم اینقدر زورم اومد :دی
کلا امتحانای پیش خیلی خوب بودن، اولین بار تو عمرم بدون حرص خوردن درس خوندنم و امتحان دادم و اونی که حال نداشتم رو ندادم و شهریوری بودن رو هم امتحان کردم و به اندازه ی موهای سرم تقلب کردم. خیلی با آزادی عملم حال کردم و کلی هم پشیمون گشتم که چرا سالهای قبل اینطوری نبودم:دی

بااابااااا تو دیگه...:دی

من پارسال زمینو خواب موندم
هیچی نخونده بودم
هییییچی
دوازده شب خوابم میومد ساعت کوک کردم دو شب بیدار شم تا صبح بخونم ولی صبح ساعت هشت با سر و صدا خودم بیدار شدم:/
نخونده امتحان دادم فک کردم شهریوری میشم ولی پونزه شدم:دی لکه ننگی تو کارناممه اصن

خیلی خیلی خیلی ترسناک بود :| من فکر کنم شب کابوسش رو ببینم :||| در این حد :||| 
+چه دوستای بی معرفتی :| یه خبر میدادن :/
++ سال اول دبیرستان ساعت پنج و نیم یا شیش عصر روز قبل امتحان فهمیدم برنامه رو اشتباهی خوندم و به جای امتحان شیمی فردا امتحان زیست داریم =)))) هنوزم یاد اون لحظه میوفتم از ترس و استرس میمیرم:))

چقد استرسی این شما!بیخیال بابا یه امتحانه:))))بد آموزی داره بچه مدرسه ای اینجاس هنوز!!وگرنه یه چیزاییو تعریف میکنم:دی

شوخی کردن یا واقعا؟
چجوری نمی‌دونستی؟

جدی جدی خبر نداشتم چون فک نمیکردم امتحانا انقد زود شروع شه 

بیخیال بابا!حالا گفتی به چارلی شما پسرین ذاتتون فلان دوست منم پارسال تو امتح نهاییا جغرافی رو خاب موند!اتفاقا در گروه درس خوت های کلاس بود.تازه اون مستقیما میاد معدل دیپلمش میشه :)) ولی به هیچ هیچ جاش نبود..و شهریور داد..تو هم بیخیال!: )
.
+خودت خوبی؟اینا که چیزی نیس بابا.اوضاع برنامه و کنکور و فلانت خوبه؟

خواب بودنو نمیگم،بیخیالی رو میگم تو ذاتشونه.ما هم هست باید شکوفاش کنیم:دی من خودمم شکوفام به دقیقا هیچ جام نیست ولی حال ندارم برم شهریور خب!وسط زندگی یهو امتحان:|

هممون خوبیم.شما خوبین؟

چقققدر زود ج دادی!=]
مام خوبیم.خداروشکر

شانسی آنلاین بودم خو!


شوخیه دیگه :|
مدرسه هم زنگ نزنده یعنی؟

کاملا جدی ایه!!چرا انقد باور نمیکنین!!

نزده دیگه.کصافطه

واقعا امتحان ندادی؟مدرسه باید بهت زنگ می زد.من یه بار تو دانشگاه نمی خواستم امتحان شرکت کنم استادمون به هم کلاسی مون گفته بود زنگ بزن ببین چرا نمیاد و بگو حتما بیاد امتحان اش رو بده رفتم امتحانم رو دادم

ندادم آقا:| چرا انقد نمی باورین؟!

وای:| دااااااااااانشگاه آخه؟!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان