خدایتان آرامش روان دهاد

یه عده رو میبینم چجوری جوش میزنن و الکی هارت و پورت میکنن به خودم امیدوار میشم که در حد معمولی عصبانیم.الانم بعد دیدن یکیشون جلو آیینه خودمو بوسیدم:|

ایران>اسپانیا

خدایا ما این چند وقته چیزای عجیب غریب زیاد دیدیم.چیزایی که فکرشم نمیکردیم.حالا بازی دیشبم یه مدلش بود.بیا و یه حالی بده به این بچه ها پرتغالو ببرن،بعدا بازم بیفتن با اسپانیا!دیگه این دفعه بلدترن چیکارشون کنن کصافطا رو-_-

+محققان نمیخوان برن تحقیق کنن احتمال مرگ بر اثر سکته قلبی و سرطان حنجره تو کسایی که فوتبال میبینن بیشتره؟

+کنکورو هم لولو برد خورد!هر کی از بازی دیشب گذشته باشه الحق و الانصاف حقشه فرقش با من معلوم شه:|

۸ نظر

من خوبم،شما چطور؟

خودشو بزرگوار صدا میزنه:)))

نیم سایه هم که بلده

فداشم بشم من میدونسته از فرمول خوشم نمیاد به صورت این به اون و ساااده حرف زده.موقع خوندن خلاصه هام لحظات بسیووور شادی رو تجربه میکنم :دی

۴ نظر

با آیفون اپل آی دی بر باد رفته ی رمز فراموش شده چه باید کرد؟

۸ نظر

تو این وضعیت فقط غم جام جهانی ندیدن رو نداشتم که اونم اضافه شد بحمدالله

امتحان الهیه که جام جهانی مصادف شده با دو هفته مانده به کنکور؟این چه دوراهی سختیه آخه؟فوتبال دوس ندارم،جام جهانی که دوس دارم.خونه مامان بزرگ و اون جمع پسرونه رو دوس دارم.فوش دادنای الف رو دوس دارم. بابااااا پاس بده پااااسسسس گفتنای اون یکی الف رو دوس دارم.آلمان به برزیل هف تا گل بزنه رو هم دوس دارم:دی

کنکور

به ما گفته بودند کنکور پدیده ای کاملا عادیست که در طی زندگی هر فرد رخ میدهد.شتری است که در خانه همه میخوابد و ترس و درد هم ندارد.آن بزرگ ترهای خر از پل گذشته هم در مواجه با پست های کنکوری طور می آیند میگویند "کنکور هم یه مرحله از زندگیه عزیزم" :| .مرحله جد و آبادته!

اما چیزی که من میبینم نبرد گلادیاتور هاست

باز هم رشته ریاضی بهتر است.احتمالا تلاش لازم برای سقف آرزوهای یک کنکوری ریاضی که برق شریف باشد این روزها برابری میکند با له شوندگی یک تجربی برای قبولی در جلبک شناسی شنگول آباد

خلاصه که کنکور مرد خواهد و خر کهن.که من نه مردم،نه خر کهن:|

مردم گریز یا هرچی

آیا توقع زیادیه بخوام تنها زندگی کنم و پیشتون نباشم دلبندانم؟

چطور میشه یه آدم تحمل کنه شبو روز سه نفر دیگه حتی پدر،مادر و برادرش هی جلو چشش باشن و اعصابش خورد نشه که خلوتمو دارید بهم میریزید؟!-_-

تنبل درون

من یه تنبل درون دارم که باید یجوری قانعش کنم مزاحمم نشه بذاره درس بخونم.هر شب یه چیزی بهش میگم.حرفا و دلخوش کنکام تموم شده.خودمم دلم میخواد همدست شم باهاش و با هم بگیریم بخوابیم و گور پدر کنکور.امشب بهش گفتم ببین الان هممون داریم میخونیم،ولی فلانی پزشک میشه پیرش درمیاد با کشیک دادن تا صبح،بهمانی دندون پزشک میشه کمرش داغون میشه روی مریض،ولی تو روزها درس و شیمی میخونی و می آسایی شبا هم پیش شوهر بچه هاتی:))))) عطر و کرم و محصولات آرایشی رو هم در مقیاس خونگی تولید میکنی واس خودت.جواب اون سوالتم که هیچ معلم شیمی برات نمیگه رو خودت میفهمی(این قرصای خودکشی کجا گیر میان و چی توشونه؟!).آره خلاصه.هواتو دارم تنبلی،مراقبتم!ولی این چند روز تو هوامو داشته باش برو گمشو که اصن صلاح نیست الان منو تو با هم باشیم عشق من:|

گودزیلاسانان

داداشم کلاس هفتمه.کارنامشو گرفته ۱۷.۵۷ شده معدلش.کلی مطالبات داره زبونشم درازه که چن نفر ۱۵ شده معدلشون به من بنازید و افتخار کنید که نیفتادم درسی رو و الان ددر دودوره با دوستاش خوش میگذرونه. انگار نه انگار‌.بعد تو موقعیت مشابه من وقتی همسن این بودم معدلم ۱۹.۹۷ شد به خاطر نمره نوزده جغرافیا  مامان کلی دعوام کرد چرا شاگرد اول نشدی تو باید بیست میبودی و یه هفته ممنوع الخروج بودم  سر این داستان هی گریه میکردم

بماند علوم ۱۱ گرفته میگه میخوام دندون پزشک بشم!!:|

۳ نظر

گفتم خوشحالیمو باهاتون تقسیم کنم

میگن بعد کنکور میریم یه دوچرخه از همونا که خودم میدونم برام میخرن :)))) ^_^

۴ نظر

چه دلبری هستم منــــــــ

کار از پر بودن و اضافه وزن و تپلی گذشته.قبول دارم چاق شدم.چاق شاید کم باشه واس وصفش،چــــــــــــاقــــــــ درست تره.ازون مدل چاق حال به هم زنایی که راه رفتن هم سختشونه و نفس کم میارن.داداش صدام میزنه خپلی.مامان میگه خرس قطبی.ت میگه عرضت داره از طولت بیشتر میشه.الف میگه با وزن گوشتی که امسال اضافه کردی میشه طایفه ای رو آبگوشت داد!!:| حالا ما که به هیچ جامون نیست با خنده قد و قواره کج و معوج خودشونو مسخره میکنیم باشد که رستگار شوند و بدانند گذشته و آینده من این خرسی که طی نه ماه یازده کیلو:| اضافه کرده نیست ولی فقط باباس که من هر چند کیلو بودم و شدم "دلبر بابا" صدام میزد و میزنه

+کامنتا رو باز گذاشتم واس هم خرسیای عزیز که قراره بیان بگن آره ما هم سال کنکور وزن اضافه کردیم خوشحال شم تنها خرس دنیا نیستم:))))

۱۳ نظر

سوال

اینکه میگن واس کنکور مداد مشکی نرم همراتون باشه ینی نمیذارن من اتودامو ببرم داخل؟:(.مداد خیلی گنده مینویسه صدای کشیده شدنش رو برگه هم رو مخه-_-


عکس هم جهت تلطیف فصا!!:دی

۷ نظر

اگه اینطوری میبود،فالو که هیچی،یوزر پس ــم رو هم به تو میدادم

کاش دنیا مثل اینستاگرام بود.هر کیو دوس داشتی فالو میکردی،هر کی رو هم خوشت نمیومد میزدی بلاکش میکردی و خلاص.که من الان مجبور نباشم صرفا به خاطر یه نسبت فامیلی خونی نسبی سببی کوفتی با کسایی حرف بزنم که اصن خوشم نمیاد ازشون.این که تو بچه پدرمادرتی رو کاری نداشته باشیم،ولی فامیل داشتن و دیدن یه عده بیشعور تو مجامع و تا آخر عمرت بیخ ریش بودنشون باگ خلقته

من باب دیشب

دلبر و یار و مراد خیلیامون که از خدا میخوایمش با هم تداخل داره.اگه قرار بود به هممون بده یه راس میفرستادمون بهشت.ول کنید خدا رو.اون یه نفره.به چن تامون برسه؟ بهرحال دیشب حس کردم بشینم هشتاد تا سوال الکتروشیمی که به خودم قول دادم پدرجدشو درارم حل کنم منو به "چیزایی" که میخوام نزدیک تر میکنه تا الغوث الغوث خوندن...

+ولی حسودیم میشه به همه اونایی که پست گذاشتن با مضمون منو هم دعا کنید.به اون حسه که فک میکنه دعا میتونه کمکش کنه و اگه نکنه حداقل دلشونو آروم میکنه.من اونو ندارم

البته مادر میفرماید زشته دختر،به یکی از همکارای دیگه م میگم بنویسه برات

دلمون خوش بود شاخ شدیم!!شهریور میریم مدرسه امتحان میدیم،نمیذارن که.از مدرسه زنگ زدن میگن 19 خرداد امتحان ریاضی دوباره برگزار میشه،بیا.من اون هذلولی سهمی بیضی رو واس کنکور هم از خیرش گذشتم این اواخر.شهریور هم میخواستم تک ماده ای تبصره ای چیزی سرش بیارم.تن به این ذلت نمیدم واس امتحان بخونمشون اووونم وقتی که برنامه روزانه م تا روز کنکور کاملا مشخصه و این امتحان به همش میریزه.حدودا هفت نمره ازون فصل میاد یعنی از همین الان من سیزدهی حساب میشم.بهرحال

_گواهی پزشک هم بیار که اون روز مریض بودی نتونستی بیای وگرنه رات نمیدیم

+ولی من مریض نبودم .خبر نداشتم!

_بهرحال بدون گواهی پزشک نمیتونی امتحان بدی!!عذرت باید موجه باشه

+خانوم "ر"؟دارم میگم مریض نبودم و فک میکردم امتحانا دیرتر شروع میشه،خبر نداشتم.گواهی از کجا بیارم الکی؟!

_من نمیدونم دیگه.باید جور کنی.به مادرت بگو بنویسه برات

بله! معلوم نیس اصن این گواهی به چه دردی میخوره و کی میخواد ببینه من عذرم موجه بوده یا نه،ازون خوشگل تر اینه میدونه مریض نبودم خودش میگه برو گواهی جور کن.راه و چاه رو قشنگ نشونم میده .مادر خودم رو هم بهم معرفی میکنه.بزرگوار،هر گردی گردو نیست.هر دکتری هم اون دکتری که شما فکر میکنی نیست.مادر من نهایتا بتونه بنویسه این خانوم اون روز زاییده!!:| الان من گواهی با مهر مادرم که تو کار زنانه نشونت بدم باور میفرمایی من زاییده باشم؟حالا که سر شوخی رو وا کردی منم میدم مادرم همون عذر موجه که میخوای رو بنویسه برات

عمه

عمه کوچیکه یه آدم فوق العاده باحال،خوش رو،بشاش و عشقه خلاصه.کنارش که باشی اصن خسته نمیشی.بس حرفای قشنگ قشنگ میزنه حوصلت سر نمیره.چهرشو نگاه میکنی لبخندش دگرگونت میکنه.مشکل کم نداره،ولی گوشش بدهکار نیست.تحت هر شرایطی هموستازی ش رو حفظ میکنه.وضع مالی توپی نداره و تو خونه اجاره ایه،ولی به جای النگو خریدن!به سفر و تفریح و روحیه خودش و خونواده ش میپردازه.تو خونه ش هوای شادی موج میزنه

در مقابلش عمه بزرگه س.یه آدم اخمو که دلقکانه ترین حرکات ممکن و جوک ها هم باعث نمیشه خندشو ببینی.میگه اووو دلت خوشه بابا!همیشه حرف از درد و ناراحتی میزنه .یه فاز کاملا نا امید و منفی که حال تو رو هم خراب میکنه.به شدت خسیس و پولداااااااااااااااااااارررهههه.اما خرج نمیکنه.سه تا ماشین دارن تو حیاطشون( مال شوهرش،پسرش،دخترش) اما من ندیدم این ماشینا حرکت کنن.عروسی مهمونی چیزی پیش میاد زنگ میزنه به بابام میگه دنبال من هم بیاین:|.خونه ش شبیه خونه ارواحه و در و دیوار با هم قهر

این عمه امشب ینی در همین لحظات مهمون ماست.باز داره میگه آی زانوم،آی خدا منو بکش :| همین جا رضایت کااااااامل خودم رو نسبت به تمام فحش هایی که به "عمه ی بنفشه" داده میشه اعلام و همه رو دایورت میکنم رو عمه بزرگه

+با عرض نمیدونم چی،کامنتا تا اطلاع ثانوی بسته س.ولی خب معنیش این نیست حرف نزنین.خصوصی اون بالا هست اگه کاری حرفی بود


خب دیگه چه خبر

1.گویند روزهای اول مهرماه دیده شده صبح سرحال و خندان جلوی آیینه دقایقی بسیار گذرانیده،عطر زده،موها مرتب کرده و با کوله ای پر از خرت و پرت و چندین خودکار و مداد و این سری وسایل جات با ناز و خرامان به حوزه آزمون رفتندی.نامبرده نه ماه بعد در موقعیت مشابه یک ربع به شروع آزمون دل از رخت خواب کنده،به زور و اصرار مادر صورت شسته و مسواک زده و با شلوار ورزشی در پا ندای"ولم کنین میخوام راحت باشم،سرکنکورم همینو میپوشم" و با یک عدد اتود و بی هیچ کیفی راهی حوزه میشود

2.این بند یکو چجوری نوشتم.ولش:| اگر خوابتون زیر سه ساعت بوده باشه و صبح بخواید صورت بشویید حتما میدونید چه دردی داره آب بخوره تو چشاتون.بر اثر تنبلی و همه چیز رو سر همه چی امتحان کردنای همیشه،به این رسیدم که اگه صورتتو با چایی یا نسکافه بشوری چشات نه تنها درد نمیگیره،دردشو هم میخوابونه.اصلا هم فکر نکنید با باقیمونده نوشیدنی صبحونه م همچین حرکتایی میزنم!!

3.دینی آزمون امروز میطلبید پیامبر و خودِ خدا رو بشونی کنارت بگی حل کن،زود باش حل کن ببینم تویی که نازل کردی و تویی که بهت نازل شد خودت میتونی جواب بدی؟

شما رو دعوت میکنیم به دیدن آیاتی چند که اتفاقا همشونم توقع دارن آیه رو حفظ کرده باشی:| دسیسه و کصافط کاری جدید طراحا!.سوالای امروز لنگ مینداخت جلوی دینی کنکور 96 که ظاهرا سخت بوده

4.چن تا کامنت داشتم با این مضمون که فلانی حواست نبوده تو کامنتایی که برامون میذاری ایمیلو عدم نمایش کنی اسمت توشه.بزرگواران کاملا حواسم هست!فقط خسته م!!دیگه حال ندارم هی عدم نمایشش کنم.اسممم نوش جونتون:دی انقد ذوق نکنید براش:)))))

۱۴ نظر

خب دیگه چه خبر

2.یه ماه مونده.یه ماه.یه ماه.کاری به کنکور ندارم!اوضاع خوبه و تو فضا سر میکنم که استرسش نگیرتم.ولی انگار همین دیشب بود و شب قبل کنکور 94 و با خودم گفتم خوشبحالشون،تکلیفشون از درس خوندن معلومه!!من کی کنکوری میشم؟:| هی الکی نگید هر دقیقه ش انگار ده ساعته.زود داره میگذره.خیلی زود.منم هی داره موهای سفیدم بیشتر میشه و بیشتر میشنوم مش کردی؟ و بیشتر محجبه میشم که هی نشنوم اینو:|

3.چند روز پیش طی گفت و گویی دوستانه با مدیر کانون حرف به جایی رسید که بهم گفت "پزشکی قبول میشی میری مارو هم یادت میره درسات سنگینه".خندیدم و گفتم "و اگه نخوام پزشکی بخونم؟" گفت "بگو میخوای آبرومونو ببری دیگه!!من خیلی رو تو حساب کردم".فعلا که چیزی نشده،اصن شاید دل خیلیاتون شاد شد و رتبه م به هیچی نخورد.ولی اگه بخت و تلاش خودم یار باشه...

اینوریا،اونوریا،خونواده،دوستا،مجازیا،غریبه ها،خود خودت بنفشه،من میخوام آبروی همتونو ببرم:|

4.سرِ شونه م حدودا دوساله مساحتی بالغ بر دایره ای به شعاع یک سانتی مترش شده درد.هر دو سه روز یک بار پوست میندازه،خودش پوستش میفته و قرمز میشه تا دو سه روز،دوباره پوست میندازه و همین چرخه.یکی دوتا از لباسامو سر شونشونو بریدم که چیزی بهش نخوره و درد نگیره.این چه مرضیه من گرفتم؟:|

و لطفا نگید یه دکتر پوست برو.لابد یه چیزی هست.شهر ما شهر کوچیکیه.تا جایی که من میدونم سه چهار تا دکتر پوست بیشتر نداریم که همشونم مردن.مرد؟حیف اسم مرد...

5.این همزه تو کیبورد کجاس؟مطمعن.کاکاعو.ناعب.فاعزه.الان من اینا رو چجوری بنویسم؟:|


۹ نظر

هوا را از من بگیر اممممما

مثل همیشه بدون در زدن وارد اتاقت میشه،میپره به واقع!انگار که بخواد مچتو بگیره .وقتی هم اعتراض میکردی دلم میریزه پایین یهویی نیا تو  درو بزن گفته من مادرتم حق دارم هر جات هر وقت دلم خواست بی اجازه وارد شم

میگه لب تابم خراب شده دادم تعمیر تو که درس داری لب تاب واس چته؟بده ش به من فعلا!

هیستُری کروم و موزیلا رو پاک میکنی.جای بدی نرفتی ولی پاک میکنی.چون میترسی نکنه جایی رفته باشم و خودم ندونم

ریسایکل بین رو خالی میکنی.اینو شک نداری یه چیزایی توشه.

لعنت میفرستی به حافظه ت.یادته یه چیزایی رو تو درایو فیلما قبلا قایم کرده بودی.نه یادت میاد چی بودن،نه میدونی کجا انداختیشون و جوری استتارشون کردی که خودتم پیداشون نمیکنی

یه صلوات همانا و توکل برخدا همانا.که ایشالا هوس گشت و گذار به سر مادر نزند مبادا پیدا کند ممنوعه هایی که خودت هم نمیدانی چه هستند!!:|

پی نوشت:

+حوصله م سر رفته.فیلمات کجان ؟

_درایو اِچن دیگه.داری میبینی

+نه اونا رو نمیگم.اینا رد گم کنی ن.بقیه شون کجان؟

_عهههه مامانننننن

+کجاااااااان؟

_تو فولدر آهنگای ابی ن :|

یه نگاه به من،یه نگاه به مانیتور و بعد :

+من تو  رو نشناسم باید برم بمیرم دیگه.انقد پدرسوخته ای پیش بینی کردی همچین چیزیو بخوام ازت فولدر ابی هم واسم صحنه سازی کردی ردم کنی برم!!مث بچه آدم خودت بیا نشونم بده. تا چن تا فیلم مورد دار هم نباشه توشون باور نمیکنم دختر من باشی:|

هیچی دیگه،بردمش تو فولدر هفت فصله گیم آف ترونز -_-باز هم جای شکرش باقیه این یکیو یه جای جدا گذاشتم:|

۲۴ نظر

بعد از طوفان

واقعا فک کردی غصه ت رو میخورم؟منی که به در و دیوار میگم غم جهان گذرا مخورررر؟میرم روستای پدری،بستنی با شیرمحلی واقعی میخورم،میشینم لب و جوی و نفسسس میکشم و و موقع برگشت میرم شهربازی سفینه سواری تخلیه انرژی شم.الانم توپم.توپ توپ

۶ نظر
طراح قالب: عرفان | ویرایش شده به طور ویژه برای بنفشه قدرت گرفته از بلاگ بیان