الان سبکم و از کرده خود دل‌شادم

عادت ندارم چیزیو تو خودم نگه دارم. هر چی که میخواد باشه. هر چی اون داخل میگذره این بیرون خودشو نشون میده. خوشبختانه یا متاسفانه ظرفیت کاسه تو خودریزی و به روی خودنیاوری من بسیار کمه. یکی دو هفته بود چیزی اذیتم میکرد. بس فردی که بنده رو مورد آزار:دی قرار داده بود برام عزیزه و میدونستم کارش عمدی نیست بیخیال این شدم که بهش بگم هی! شما بنده را آزردی؟ میشه بگی چرا و چطور؟!. هی بیخیال شدم و گفتم زشته. بیخیال شو چیزی نشده که. دیدم داره سنگینی میکنه رو دلم این نگفتنه. امروز یه شونه بالا انداختم و گفتم از خاطر اون عزیزتر که نمیخوای برنجه و فکر کنه کسیو اذیت کرده، خودتی. خود خودت. طومارنامه ای نوشتم براش بدون سانسور ذره ای از حسم. نتیجه؟ کلیک
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان