جام خالی!

مار،کابوس ترین کابوسِ من تو خواب و بیداریه.تا چند وقت پیش مار پایه ثابت خوابام بود.خوابایی که با درد بیدار میشدم. دردی که وقتی تیکه تیکه گاز میگرفت از من و منو قورت میداد.خیلی وقت بود راحت تر میخوابیدم و بیدار میشدم.دیشب بعد از مدت ها بازم مار دیدم.با کمی فرق.شاید یکم زیادی فرق.شمال بودیم.میدونستم اونجا رشته.یه کلبه چوبی وسط جنگل ازینا که پله هاش رو تنه درخته و تو فیلما دیدیم ازشون.منو پری خانوم داشتیم چایی میخوردیم و میخندیدیم.چاییمو که خوردم اومدم پایین و نون با لباسای خیس داشت میومد.از کجا؟لابد دریا.شماله دیگه.با وجود لباسای خیسش رفتم جلو و بغلش کردم.اون جا رو حس کردم بیدار بوده م نه خواب.تا حالا کسی رو اونجوری بغل نکردم ولی احتمالا مدلِ واقعیش هم همونجوری باشه که چشامو ببندم و سرمو بندازم پایین!سرمو آوردم بالا ببینم صورتشم خیسه یا نه پیشونیمو بوسید.تو خواب حس میکردم هر لحظه ممکنه از خواب بپرم و بقیه ش سانسور شه.نشد.ینی چیزی نشد که بخواد بشه.رفت تو اون کلبه چوبی بالای درخت که لباساشو عوض کنه.لباسای قبلیش هم مشکی بود ولی بازم مشکی پوش و دوربین به دست برگشت.به سمت چپم اشاره کرد و گفت برم اونجا.رفتم.نگاهم به اطراف بود نه اون. اسممو صدا زد و گفت"نگام کن".نگاهش کردم و پشت سرش چن تا مار بودن.داشتن میومدن طرفش و لابد میخواستن اونو هم مثل خودم تیکه پاره کنن و جلو چشام بخورنش.بی هیچ حرفی زدم زیر گریه و رومو برگردوندم.قبل اینکه بهش برسن از خواب پریدم.دست زدم به لباسام.خیس نبودن.ولی صورتم...


نون عادت داره این موقع سال بره شمال.مخصوصا رشت.باید بهش بگم نرو.بگم مارا میخورنت.بگم نمیخواد عکس بگیری.دریا هم نرو اصن.آی دی ـش رو نوشتم.آخرین عکس پروفایلش چی بود؟

*بله بله رشت دریا نداره جنگل نداره مار نداره . آیا از خواب درهم توقع وجود واقعیات رو دارید؟تازه اینم نگفتم تو یه چیزی شبیه به نیمچه خشکی وسط دریا بودیم ولی ماشینِ نون زیر کلبه پارک بود !من معمولا چیزایی رو که بهشون فکر میکنم حتما تو خواب میبینم.اون بغل کردنِ نون،اون رشت دوستیم،اون ماشینی که همیشه جلو چشممه بعد مدتها با هم ترکیب شدن و شد این...البته با چاشنی مار!

طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان