به مناسبت دیدن دختری با مایویِ صورتی و همون موهای بلوند تو استخر

بخوام برم عقب میشه خیلی وقت پیش.خیلی ها.شاید بشه گفت استارت فیلم دیدنِ من و کنجکاویام.تو خونه مامان بزرگ.دایی کوچیکه.یه سی دی شایدم دی وی دی که روش نوشته بود"بیوتیفول".روشن کردنِ کامپیوتر دایی کوچیکه و دیدن اون فیلم.صحنه اول،دختری با مایوی صورتی که دوربین از رو پاهاش شروع به حرکت کرد و رسید به موهاش.صحنه بعدی داخلِ خونشون که سقفش ازین مثلثی ها بود.پدر مادرِ اون دختر که رابطه خوبی با هم نداشتن.صحنه بعدی،اون خیابون قشنگ و خونه های بی دیوار و پسرِ دوچرخه سواری که احتمالا دوست پسرِ اون دختره بود.صحنه بعد و تاریک خونه.مهمونی.مادرِ دختره.یه مرد دیگه.درِ بسته.خونه خودشون.شکمِ بالا اومده مادره.نگاهِ بدِ دختره به مادرش.حرف زدن خودش تو مخروبه انتهای خیابون با پسرِ دوچرخه سوار.وارد شدن دایی کوچیکه به اتاق که الان بیست و هشت سالشه و دیگه زشته بهش بگم کوچیکه اما اون موقه بیست سالش بود."مگه بهت نگفتم بدون اجازه م چیزی نگاه نکن؟".خاموش کردن کامپیوتر.یادآوری اون فیلم.چرا اسمش بیوتیفول بود؟چرا بیوتیفول رو که تو گوگل سرچ میکنم یه فیلم دیگه س؟چرا اگه یه فیلم دیگه س روش نوشته بود بیوتیفول؟چرا دایی کوچیکه نذاشت ببینمش که الان ذهنم نپره؟!چرا؟

طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان