گشنیز و جعفریه مگه؟

زندایی یکی مونده به آخری گفت باهام بیا میخوام برم ناخن بکارم.از ایناس که مقداری زن لابلای حجمی انبوه از آرایشه.میگم زندایی یه خانوم مسن که باهاش راحت هم نیستم نیاد جلو چشتون.تقریبا همه زنداییام همسن و سال خودمن.همونقد که فقرِ شدیدِ دختردایی/خاله/عمو/عمه دارم،سرشارم از زندایی.عادت نداره تنها بره خرید و کلا بیرون.همیشه با بقیه زنداییا همراه بوده،این بار منُ فارغ از درس گیر آورده.برعکس من که دلم میخواد همه جا تنها برم و تنها بخورم و تنها بخوابم و تنها بزی ام!البته دفعه آخری که برای اولین بار تنها رفتم استخر و فکر میکردم خوش میگذره ولی از نبودنِ سبزه و ذال قلبم مچاله شد رو فاکتور بگیریم.الان که فکر میکنم یکی دوماهِ اخیر همشو باید فاکتور بگیریم.داشتم میگفتم،میخواست بره ناخن بکاره. دعوتش رو لبیک گفتم و همراهش رفتم.تو مسیر پرسیدم "درد نداره؟" گفت "نه بابا،کارشو بلده".میگم "مطمئنی؟"میگه "آره،دفعه اولم که نیست".به این فکر میکنم چطور میشه به درد عادت کرد؟انقد قشنگی ناخن _ که به چشم من هم قشنگ نیست،یاد حسنی (ناخن دراز،واه واه واه) و یارو جادوگره تو سفیدبرفی میفتم _ مهمه که به خاطرش تحمل کنی ناخنتو از بیخ بکنن،سلولهای بنیادی توش بذارن،سلولا بزرگ شن و ناخن به شکل دلخواهت دراد؟. رسیدیم به آرایشگاه و بیشتر فکر کردم.مگه کاشتن ناخن یه کار تخصصی و تر تمیز نباید باشه؟نباید پزشک تو اتاق عمل انجامش بده؟!.رفتیم تو و یه خانومه گفت خوش اومدید،لباستونو بدید نگه دارم براتون.و من برخلاف تصمیم قبلی و قلبی مانتو و شالمو دادم به اون خانوم.زندایی گفت زری کجاس؟گفتن زری تو اتاق ناخن منتظرته.صدام زد و گفت تو هم بیا.رفتم ببینم این کندنِ ناخن از بیخ و کاشت سلولهای بنیادی چطوریه؟.چیزی که دیدم این بود که اول ناخن خودشو تر تمیز کرد،یه ناخن مصنوعی سایز جادوگر گذاشت روش و با چسبی در حد یک دو سه که محکم باشه و در نیاد چسبوند رو ناخن خودش.داشتم با موهام ور میرفتم و ظاهرا مشغول بافتنشون بودم ولی عمیقا تو فکر بودم که همه چیز رو خفن و تخصصی میبینم اما خوشمزه یِ ساده ای پیش میاد و دهن ذهنِ فَکار (بسیار فکر کننده) من بسته میشه.کار ناخناش که تموم شد صدا زد سارا،بنفش میخواد موهاشو کوتاه کنه.از اسم سارا خوشم نمیاد.از ساراها خوشم نمیاد.خصوصا از اون سارا.سارا اومد بالا سرم و با ترس محکم موهای نیمچه بافته رو تو دستم گرفتم و گفتم نه،نمیخواد...

از کاشتن ناخون به طور وحشتناکى بدم میاد 
وجدانا این ناخونامون به طور طبیعى و انسانى طورش خیلى خیلى بهترن

بابا آسون بود که!من خیلی تخصصی فکر کردم.همون ناخن مصنوعی رو چسبوند رو ناخن خودش:| ولی قبول دارم حرفتو

من ازینام که راحتی م رو صد سال سیاه فدای زیبایی نمیکنم:دی
+به طور انسانی:)))))))))

ولی این اسمش ناخن مصنوعی گذاشتنه ها نه کاشت ناخن :/ کاشت ناخن یه چیز دیگه‌ست کلا فکر کنم.

به این خلاصگی که نوشتم نبود یه سری مراحل مسخره دیگه که ما خیلی خفنیم!انقد محکمش میکنیم که بشه بهش گفت کاشت انجام داد 

بهرحال سلول بنیادی که نمیکارن تو کاشت که ناخن جدید دربیاری.میکارن؟:))))

+همونه اسماتیز.خودشه.کاشت اسمشه.اینو ببین

مرسی که از ساراها خوشت نمیاد :|

ایموجی سوت زدن :))))))))

+تو که سارا نیستی،رنگی اسمته D:

بابای من معتقده دختر و زن جماعت کلا باس موهاش بلند باشه. همه‌رم نبنده مچاله کنه رو کله‌ش. قشنگ باز بذاره دلبری کنه.

بابای منم از این اعتقادا داره .فک کنم همشون اینجورین

آخرش بابات میگه مچاله کنه بالای سرش باشه یا باز باشه رو شونه دلبری کنه؟!

میگه نبنده 
باز بذاره دلبری کنه
منم باز می‌ذارم
عمه‌ها و مامانم همیشه می‌بندن و دلبر محرم بابا این وسط فقط خودمم

آها.آخه بالا که ببندی دیگه نمیتونه باز باشه و دلبری کنه

من که همینجوریشم به واسطه اسمم با مو بی مو باز بسته دم اسبی بافته همه مدله دلبر بابام:دی

پس به عبارتی منم روز مجلس داداشم ناخن کاشتم هوم؟ ولی پدرم در اومدا سر کندنشون :/ ناخنام داااااغون شدن :/ من اصن اون اولش از خانومه پرسیدم راحت جدا میشه یا نه؟ گفت آرررره دو دقیقه بذاری تو آب گرم جدا میشه :/ من دو ساعت گذاشته بودم تو آب داغ آخرشم به زور کندمشون. اشکم داشت درمیومد دیگه :/ ناخنامم همش پوسته پوسته شد :/

نه:)))اینطور که فهمیدم ناخن مصنوعی هم چسبش قویه.ولی راحت در میاد به نسبت کاشت.کاشتی مقاومت هم داره به در و دیوار بخوره نمیشکنه و اینا.اونقدم چسبش بیشعوره ممکنه ناخنتم باهاش کنده شه.درین حد

من که ناخنامو سر وقت کوتاه کنم خیلی هم هنر کردم:))))

سارا اسممه:)مچتو گرفتم😐😂

میدونم خل وضع :| مچ چیو گرفتی؟ فقط چون من قید همه رو برای بد اومدن از ساراها به کار بردم واس اینکه از تو بدم نمیاد باید بگیم تو اسمت رنگیه!

من تا حالا ندیدم برم سرچ کنم ببینم چیه :-D

خسته نباشی:)))))

سارا دوست نداری؟ :|||| تنها اسم دختریه که دوست دارم :|
حالا به من که ربط نداره... ولی فلسفه این حرکات در جهت زیبایی رو نمیفهمم. ذهن مردا اضلا نمیتونه پیچیدگی بیش از حد رو درک و تفسیر کنه. آرایش زیادی و این چیزا رو نمیتونه درک کنه. سادگی رو راحت تر میفهمه.

قبل هر چی بپرسم که شما موهای دو ماه سلمونی نرفتت رو درس کردی؟:| :))))
په وایسا تا سارای دوس داشتنیت بیادD:
من که عمدا نخواستم از ساراها بدم بیاد!چن تا سارا آبروی ساراها رو بردن
اتفاقا به شما جنس ذکور ربط داره
بهم گفت زن باید ظریف باشه خوشگل باشه به خودش برسه بهمان باشه واس شوهرش دلبری کنه:| از داییم پرسیدم دایی الان این حجم آرایش خوشحالت میکنه؟گفت نه والا هر چی بش میگم نزن اینا رو به خودت واقعیتو دوس دارم گوش نمیده.بعد زنداییم منو چپ چپ نگاه میکرد:دی
ذهن منم مردونس احتمالا:| همه چیو ساده دوس دارم...

ناخن مصنوعی سایز جادوگر عالی بود=)))))))))))))))))
من اصلا نمیتونم باور کنم دستایی که ناخونای کاشته شده دارن بعد از هر بار شست و شو تمیز میشن واقعا :'|

ناخنا رو که برمیدارن ناخن اصلی زیرشون دااااغون شده-_-تمیزی دگ هیچ

چه تصوری از کاشت داشتی! :))
خیلی زشت میشه، من که اصلا دوست ندارم

+ بنفشه کوتاه کردی...؟

آررره:)))

دوس دارن دیگه بعضیا.بیشترم جنبه وقت پر کردن و رسیدگی بهش و این کارا داره براشون
+نع!

به مو، ریش رو هم اضافه کن. دو ماه نه و سه ماه. چیز خوفناکی شدم اصلا :)))))
خوبه. آرایش نکن. به بقیه‌م بگو آرایش نکنن. والا... هنگ میکنه آدم اینطوری :|||

تا نرفتی سلمونی دیگه این طرفا نبینمت:| :))))

بیا،سارا هم پیدا کردم برات!

زشتو؟ من سارام :||| عاشقتم😂

خاکتون برسر،هردوتاتون:)))))

تارک دنیا شدم دیگه. آرایشگاه نمیرم کلا.
خب سارا. جا داره بپرسم how you doin? (لطفا همه فرندز دیده باشن)

واقعا که:|

فرندزم ندیدم!

کلا از ناخن مصنوعی ، مژه مصنوعی و لنز خوشم نمیاد :دی

ناخنای خودمم یکم که بلندتر میشن سریع کوتاه میکنم، به نظرم ناخنی باید بلند باشه که وقتی بقیه میبینن چندششون نشه ، ینی باید خیلی بهشون رسید ولی به هر حال ناخن خیلی بلند چندشه :|

من اصن مصنوعی جماعت دوس ندارم:دی همه چی طبیعی ش خوبه

ولی من نمیدونم چطور تایپ میکنن با ناخن بلند؟!

سرشاااار از زندایی =))))
وای :))))))))))
منم سرشااار از عمه م :| 

+ناخن رو از بیخ بکنن سلول بنیادی بکارن؟ :| البته منم اون زمانا که نمیدونستم چیه، همچین ذهنیتی داشتم. حالا نه به این شدت، مثلا فک میکردم یه ماده ای میزنن روش که به مرور توسط ناخن جذب میشه و دیگه همون مدلی شکل میگیره و رشد می کنه و فلان. بعد یه بار اون زمان که مدرسه می رفتم یکی از بچه ها کاشته بود، دیدم یه حجم زیادی رو ناخنشه گفتم اشکال نداره جذب میشه دیگه. بعد دیدم گویا جذب شدنی در کار نیس، کلا همونه :| و تازه هی هم باید بره اون ماده هه رو ترمیم کنه :| چه کاریه خب :/

:)))))))))))))))))))

دوس دارن دیگه.لذت داره براشون.الان همین زنداییِ من ازش پرسیدم چه کاریه؟!گفت من که سرکار نمیرم،درسم نمیخونم،همش خونم!شویم باید بره کار کنه پول دراره من برم مو رنگ کنم ناخن بکارم و به همچین اموری بپردازم تا سرگرم شم:| :)))

اینو که گفتی تنم لرزید راستش....
البته خب هرکسی یه نوع زندگی رو دوست داره... اما شخصا هرگز دلم نمی خواد به اینجا برسم که با این چیزا سرگرم شم..اینهمه چیز تو دنیا برای یادگیری وجود داره. اینهمه هنر و زبان و چیزای جدید. مطالعه. و چیزایی که ادم می تونه هم یه چیزی یاد بگیره هم سرگرم شه.  
دوست دارم برای خوشحال کردن دل خودم گاهی از این کارا هم انجام بدما، که روحیه م عوض شه و فلان، اما اینکه بشه چون کاری ندارم برم فلان کارو انجام بدم... به نظرم یکم وحشتناکه

در حد تنوع سالی یبار هر دختری دوست داره.و دقیقا فکرش همینه!که چون کار و درس نداره باید ازین کارا بکنه!من نمیگم همه باید درس بخونن دکتر بشن و دکترا بگیرن و نباید خانه دار بود ولی واقعا رشته و کارت هر چی که باشه این تو جو دانشگاه بودن حتی اگه بعدش خونه نشین شی خیلی تاثیر داره.یه دنیای دیگه س اصن.کسی که داریم حرفشو میزنیم اول دبیرستان ترک تحصیل کرد و حتی دیپلم نداره!بله.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان