چهارگانه

1.یکی از خوشحالی هام واس برگشت به اینجا به شدت نزدیک بودن خونه مامان بزرگ به خونمون بود.غافل از اینکه درسته ما به اونا نزدیکیم و میتونم مث مستعمره خودم هر وقت دلم خواست لشگر کشی کنم اونجا،لش کنم اونجا،بردارم هر چی میخوام از اونجا،اونا هم نزدیکن به اینجا!و وای از روابط متقابل.خونه مامان بزرگ یه جایِ عمومیه.یعنی داییا،زنداییا و بچه هاشون که همیشه چترن خونه مامان بزرگ،میگن خونه آبجیمونم که همین جاس!بریم بهش سربزنیم.وایِ من...
2.دلم ازین ست های اتاق خواب نمیخواست.دوس ندارم.گفتم بگو یکی بیاد اندازه بگیره یه ضلع اتاقم رو کمد دیواری کنم میزمو هم وسطش جا ساز کنم کنارش هم بشه تخت تاشو که همه چی جمع و جور باشه.چیه؟فکر کردید تو این گرونی همچین تزی دادم؟نه آقا!بهم گفتن تو دخالت نکن باید وسایلت همه نو شه.آقاعه اومد و گفت واس کیه؟گفتیم من.یکم به اندازه گیری پرداخت و به بابام گفت ببین این دختره،فردا شوهر میکنه میره خونه شوهرش تو چیزی اینجا خرجش نکن.بابا بهش گفت شوهرش نمیدم:| گفت بخوای نخوای شوهر میکنه میره!!از من میشنوی تو این گرونی خرج نکن براش.یکی دوسال دیگه بیشتر مهمونت نیست.بابا بهش گفت آقا ول کن تو واس ما آب نداره واس تو که نون داره.راس راس جلوی چش من گفت ولی خرج داره!این دختر مهمونه،خرجش نکنین!همونجا از اتاقم اومدم بیرون و زدم زیر گریه...
3.رنگ کار پرسید عموجان کتاباتون سخت شده؟دختر من کلاس شیشمه امسال.بهش گفتم چطور مگه؟من خبر از کتابای جدید ندارم.گفت شما مگه کلاس هشتم یا نهم نیستی؟نظام جدیدی دیگه.جامه بدرم رو به بیابانها؟!
4.شوهرخاله م اومده اینجا و بازم اه!من کلا یدونه خاله دارم که تهرانه چون شوهرش اونجاس .ازین تسبیح به دستای نماز خونِ معتقد به خدا روزی رسونِ ناجور که شهرستان شهرستان گفتن انگار که طلب باباش پیشمون باشه از دهنش نمیفته.دوس نداری خب نیا.حالا شهرستانی گفتنش که از دهنش نمیفته رو کاری ندارم.دیروز تو باغ بابابزرگم بهش گفت داماد گلم بیا این بالا تو هم یه کمکی بکن یه گردویی بتکون.گفت خودتونو خسته نکنین.خدا نامه افتادن اینا رو داده امام زمان امضا میکنه تایید میشه چند روز دیگه خودشون میفتن!
اینم عکسای دیشب بعد از مراسم گردو تکونی و شبونه تو باغ.جای بعضیاتون خالی
1 ،2 ،3

شمام زدین تو کار شلم شومبا!!!

دایی ها چرا همیشه چترن !؟دایی منم اینجوریه 

شوهر خاله ها و شوهر عمه ها از نچسب ترین افرادین که میتونم نام ببرم

واقعا چه ادم بیشعوری بوده 

من مهمونی رفتنو زیاد دوست دارم ولی مهمون اومدنو کمتر مخصوصا اگه بچه هم داشته باشن خداروشکر مال ما تقریبا نزدیک به صفره

قانون طبیعته که دایی چتر باشه و شوهر عمه نچسب

هر آنچه برای خود میپسندی برای دیگران نیز...نمیخواد.دلت میخواد نپسندی اصن.والا.اگه قرار باشه آنچه برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسندی که خودت با بقیه فرقی نداری

فقط بعضیا؟ تبعیض قائل میشی؟ :))

خوشم اومد حواست هست:))**

تقریبا نه!اون بعضیا تاکیید بود رو بعضیا که مخصوص خبر دارم دوس دارن باشن و یا حتی گفتن اینو خودشون.وگرنه جای بقیه هم خالی:)

این اخرش خیلی پیچ تو پیچ شد !!!!

ولی در کل مهمونی زیاد نمیریم و مهمونم کم میاد خونمون ولی من مهمونی رفتنو زیاد دوست دارم

بله:|

1-قبلنا رو نمیدونم ولی الانا دایی من رو باید به زور نگهش داریم ، دوس داره زود بره خونشون ، فقطم دعوت که میکنیم میان خونمون :| :دی

2-عه وا چرا دوس نداری شوهر کنی ، همه هم سن و سالای تو دوس دارن زودتر مزدوج بشن که  :)))) هر چند بعد از چند سال پشیمون میشن و به امثال من میگن ازدواج نکن! ولی قبلش دوس دارن خو :)))

3-خوبه دیگه ، بیبی فیسی به قول معروف :| :))

4-خداروشکر شوهر خاله و شوهر عمه های خوبی دارم :/
 خدا وکیلی به شوهرخاله ت بگو نامه واسه ازدواج دخترای بدون شوهر کی امضا میشه ، واسه مریض میخام :| =))

1.دایی ت گلی ست از گلهای بهشت.قدرشو بدون:دی .دایی های من هفتان.ینی هر کدوم بخوان هفته ای یبار هم سر بزنن هفت روزه هفته پر میشه اونجا و ما روز میزبانشونیم!:|

2.بحث شوهر نیس.بحث اینه گیر داده بود به دختر بودن من و دختر نباید چیزی خرجش کرد.به تو چه آخه -_-
3.بیبی فیس مال کسیه سنش بالاتره.من خودم همین الان واقعا بیبی ام!:))))))))
4.:)))))))))))))))))))))))))))) دیووووونه

1-ما کلا فامیلی زیاد اهل رفتن خونه اینو اون و موندن نیستیم ، نهایتش عمم میاد یه دو سه ساعتی میمونه و میره ولی خواهرام و با بچه هاشون زیاد میان :)))

2-میخاستی بگی افکارتو واسه زندگی خودت خرج کن :| :دی

3-پس آقاهه راس میگفته دیگه نی نی کوچولویی :))

4-:دی

1.خواهر که قضیه ش جداس.خواهر بیاد بمونه اصن نره.والا بخدا.خواهر عشقه

2.نتونستم!
3.نی نی آخه؟:)))یکم زیاد نیس؟بچه حساب کن راضی باشیم هردو:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان