450 درجه ی فارنهایت

سوم دبیرستان که مدرسه و شهر محل زندگیم عوض شد،خودمم عوض شدم.آدمای جدید،دوستای جدید،مددددرسسسسه جدید و جو جدید که البته خیلی اذیتم میکرد.یه جو مذهبیِ سنگینِ انقلابیِ شهید پرور.مدیر مدرسه همیشه چفیه دور گردنش بود،داداشاش مدافع حرم بودن،همسرش جانباز بود و صبح ها دو دور مجبورمون میکرد دعای فرج بخونیم.یکی واس سلامتی آقا امام زمان،یکی واس اون یکی آقا.هر روز بیشتر از هر چی شهید و دعا و نمازِ بدم میومد و کافی بود یکی جلوم حرف از وطن دوستی و حب به وطن حرف بزنه تا آوار شم سرش.اون وسط یه معلم پرورشی(مال ما نبود البته) قبل از همون دعای صبحگاهی یه کتاب معرفی کرد.بس خودش مهربون و خوش زبون بود و برخورد بد و زورکی نداشت که خجالت کشیدم وقتی بعد از صف صبح گاهی گفت"بنفش جان میخوای کتابو بدم بهت؟" بگم نه،من از خودتون و شهرتون و دینتون و همه چیتون متنفرم تو میای کتاب دفاع مقدس طورانه بهم معرفی میکنی؟!کتابو ازش گرفتم ولی تا چند روز گوشه میزم خاک میخورد و نخوندمش.یه روز گیرم آورد و پرسید بنفش کتاب چطور بود؟خوشت اومد؟ و منم گفتم عالی!بسیوووور منقلب شدم!تعجب کرد و گفت خوشحاله ازین بابت و یه روز بشینیم با هم راجبش بیشتر حرف بزنیم.تو رودروایسی گیر کرده بودم و به صورت توفیق اجباری طورانه کتاب رو خوندم.چند صفحه اول حوصله بر،چند صفحه بعد کنجکاو که بعدش؟!وسطاش یه حس عجیب،اون ور ترا گریه واس مصطفی و تهش یه حس خجالت که چرا انقد گارد میگیرم؟!.نمیگم از بیخ و همه چی،ولی پایه های اون حالت تدافعی بهم ریخت.کتاب رو تا حالا سه بار خوندم و هر بار یه چیزِ جالب و جدید توش پیدا کردم.درسته هنوزم از مدیر مدرسه سابق به قوت قبل بدم میاد ولی اون حساسیت قبلا نسبت به کلمه "شهید" و "وطن" رو ندارم.تو مخیله م نمیگنجید یه کتاب تو حوزه دفاع مقدس انقد خوب و جذاب و روان و باحال بتونه نوشته بشه

+دعوت شده ایم توسط چارلی.صاحاب مجلس نئو تد.هیچ کی رو هم به طور خاص دعوت نمیکنم!"همه" دعوتید اگر دارید حرفی برای گفتن
+تنها عنوانیه که با دستای خودم نوشتمش ولی نمیدونم منظورم (منظورش) چیه؟!
+"بیشعوری" رو هم طی سلسله مراحلی کنجکاو شدم بخونم.خوندمش.علایم ش رو تو خودم دیدم بعضیاشو:| :)))).در حد تلنگر واس یه بیشعور معمولی خوب بود و بیشتر حواسم هست بیشعور بازی در نیارم ولی واس یه بیشعورِ صفر(بر وزن معتادِ صفر) کار نمیکنه!حالا همین کتاب بیشعوریم پیش یه بیشعوره و به شعورش نمیرسه برش گردونه
این کتاب عالیه، منم باهاش اشک ریختم و رشد کردم.
متاسفانه این کتاب منم دست یه بیشعوره که نمیارش-__-

عه؟فک نمیکردم کتابی باشه که کسی خونده باشتش و ناشناسه

بیا بریم ازشون بگیریم:| :دی

من نسبت به داوودآبادی (نویسنده این کتاب) جبهه دارم و خودمم نمی‌دونم چرا. البته میدونما، ولی از بس مسخره است که اصلا گفتنی نیست :)) برای همین هیچوقت سمت کتاباش (مخصوصا این کتابش که عنوان دلبری داره) نرفتم. ولی کتاب دفاع مقدسی خوب خوندم و میدونم که فضای شهیدای درست و حسابی، بسیار با فضای اون مدیرِ نابلد، فرق داره.
+ متنفرم از این مدرسه‌ها و مدیرا و کلا اینجور آدم‌هایی که همه تلاششون توی ساخت یک جو هست. جوی که پایداریش نزدیک به صفره و حتی اون دانش‌آموزایی رو هم که جذب می‌کنه، دوفردای دیگه از دست میده. چون جذبش، با جوزدگی و داغ کردن بوده، نه ریشه‌ای و واقعی. و بدبختی بزرگ‌تر اینه، که اکثریت دانش‌آموزا دین رو همینطور شناختن و نسبت بهش گارد دارن، درحالیکه دین یه اپسیلون هم به این روش تربیتی احمقانه، نزدیکی نداره.

منم ازین گاردای بی مزه به یه سری چیزا دارم:))

+فک کن تفکراتش در این حد بود که به من گفت تو کُردی از غرب اومدی جدایی طلبی نباید انتقالی از اونجا قبول میکردم.و خیلی چیزای دیگه.حالا بیشتر راجبش مینویسم بعدا...

درکل بعضی ها با رفتارشون باعث میشن در برابر یه چیزایی چه خوب چه بد جبهه بگیریم 

اوهوم...من ازین آدما که دیدمو بهتر کردن به خیلی چیزا دارم تو زندگیم ولی اونایی که دیدمو بد کردن هیچکدوم قد این مدیر مدرسه احساس نفرت رو تو دلم نرشدوندن!(رشد نداده اند)

منم این کتابو نمیشناختم، یه آدم مذهبی مهربون بهم هدیه اش داد:))
بریم بریم😀

:))

چقدر جالب
من تا حالا اسمی ازش نشنیده بودم

اسمش که خیلی خوشگله:)

چه جالب :)
خیلی کیف کردم ^-^

نوش جونت :))

سلام
بهتون طرح اندیشه اسلامی در قرآن رو از انتشارات صهبا پیشنهاد میکنم پشیمون نمیشید

ها؟!

اصلا انتظار یه همچین پستی رو نداشتم :))
از این حجم از انصاف و صداقت بسیور مشعوف شدیم! همینطوری بمون :)

+ کلا هممون باید هر چند وقت یه بار گاردهایی که نسبت به چیزای مختلف گرفتیم رو باز کنیم، تا مطمئن بشیم که یه وقت اشتباه نکردیم :)

انصاف و صداقت از کرامات اخلاقی بارز آن بزرگوار بود:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان