#موقت

همین وبلاگ دنبال کننده هاش حداقل هفتاد هشتاد درصد شهرا رو پوشش میدن و همینجا محکومتون میکنم به کامنت دادن و روشن شدن :))) موافقین هر کدوم شهرای خودمون از هر لحاظ رو معرفی کنیم؟اگه آره پست اختصاصی ش رو بذارم یا تو کامنت دونیش توضیح بدین یا خودتون تو وبلاگتون پستشو بذارید خودمم میشم اولیش با معرفی عروس زاگرس!من یکی به شخصه واس انتخاب رشته به جز دو سه تا شهر ذهنیت خاصی از بقیه جاها ندارم .اینجوری یه شناخت نسبی داریم از دور واس اولویت بندی  وانتخاب شهرا
+درباره من اون گوشه اضافه شد

من میتونم یه ریویو از کرج و تهران به ویژه بخش زیر زمینش بهت بدم 😂😂

عالیه همین هم:)))چاکرتیم D:

واسه انتخاب رشته نگاه می‌کنی کدوم شهر خوبه؟ فکر کنم سطح دانشگاه جای بررسی بیش‌تری داره. 

سطح دانشگاه مهمه اونقد مهم که خودم احتمالا جز چن تا دانشگاه تاپ چیزی رو انتخاب نکنم و بخوام بمونم پشت کنکور.ولی یه سری شهرا و دانشگاه های خوب ناشناخته ن و مسلما می ارزن به این که نمونی پشت کنکور خصوصا تو رشته تجربی که اگه بر فرض پزشکی بخوای،دانشگاه تهران 160 نفر بیشتر نمیگیره:| باید رو گزینه های دیگه،شهر و دانشگاه های دیگه هم فکر کرد و حداقل شناختشون و بعد از مقایسه به این نتیجه رسید که اینجا نه!.منظور منم از این معرفی بیشتر از شهر معرفی دانشگاه ها بود!.همین الان من از دور عاشق شهر شمام ولی هیچی راجب دانشگاهتون نمیدونم!و شما قراره یکی از آرمان شهرای منو یا درهم بریزی یا تایید کنی :دی :)
+ و بله!به جز دانشگاه نگاه میکنم کدوم شهر خوبه.حداقل شیش سال تو اون شهرم.هواش،آدماش،جَوِش،فرهنگش،مذهبش، و خیلی چیزای دیگه ش برام مهمه.بیس چاری تو دانشگاه نیستم که:)))قراره اونجا زندگی کنم

بیا همدان به شرطی که با سرما مشکلی نداشته باشی. مردم خوبی داره، دانشگاهش سطح بالاست و از نظر جغرافیایی هم پل ارتباطی غرب کشور محسوب میشه.
فاصله اش تا تهران هم ۲ساعته.

من گرما گریزم به شدت و این مورد رو نه واس انتخاب شهرای سرمایی ولی واس اُخرویت قرار دادن جایی مثل خوزستان در نظرم دارم:) متچکر!

ولی آخر انقد خلاصه ؟!
مردم خوب ینی چی دقیقا؟!

خب نمیدونم چی بگم.سوال بپرس تا جواب بدم.

معرفی شهر خودمون رو که نوشتم،اون آیتم هایی که مدنظر قرار دادم رو شما هم راجبش توضیح بده.فعلا همین و مرسی:)

من خیلی بلد نیستم تا جایی که میتونم میگم.
مردم همدان اغلب به زبان فارسی صحبت می کنن البته با لهجه ی همدانی که کاملا قابل فهمه و سخت نیست، البته همدان ترک و لر و کرد هم داره.
همدان معمولا از اوایل مهر تا اواسط خرداد سرده و بخاری ها روشنه. تابستون خنکی داره و زمستون سرررد. راه آهن و فرودگاه هم داره.
بخاطر نزدیکی به تهران، بازار خوبی داره و چون تولیدی پوشاک زیاد داره قیمت هاش معمولا مناسبه.
شهر تمیز و زیباییه. مکان های دیدنی و تفریحی زیادی هم داره. معمولا دانش آموزای استان های همجوار، دانشگاه های همدان رو به شهر خودشون ترجیح میدن.
به نظرم برای رشته های بیمارستانی خیلی خوبه چون از استان ها و شهرای اطراف برای درمان به همدان میان و اینجوری میشه کیس های زیادی دید.
مثلا اکثرا از لرستان و کرمانشاه برای درمان به بیمارستان های همدان میان .
امسال همدان پایتخت گردشگری کشورهای آسیایی هست و بیش از پیش به شهر رسیدگی شده.
همدان تنها شهر مهندسی ساز و قدیمی ترین شهر ایرانه. به میدون اصلی همدان ۶ خیابون میرسه که تا انتهای شهر امتداد دارن و هر جا که راه رو گم کنی میتونی وارد یکی از این۶ خیابون بشی و به مرکز شهر برسی.
هوای کوهپایه ای و پاکی داره. مردمش آروم هستن.

انگار گفته بودم راجب همدان انشا بنویسید:)))ممنون ناشناس:)) ^_^

صحیح! اما خب، توی فکر کردن به رشته‌ها و دانشگاه‌ها هیچ‌وقت نگاه نکردم شهرش چجوره :)) آخه فقط بعضی دانشگاه‌های بعضی شهرا هست که به‌درد میخوره و بقیه‌شون اونقدر سطحشون داغونه که اصن هیچی؛ حالا شهرش گلستان باشه:)) 
والا گمان نکنم ساکن یک شهر، اطلاع زیادی درباره دانشگاه اون شهر داشته باشه. مگر اینکه دانشجو باشه یا کنکوری و... . :) رشت هم خوبه، دانشگاه گیلان هم توی پزشکی و دندون و دارو بد نیست. مثلا من در همین حد می‌دونم از دانشگاه گیلان :))

خب شما توجهت به علم آموزی زیاد بوده مراقب نبودی اونجا قراره زندگی نیز بنمایی:دی

عا ینی الان من گلستان نیام؟:)))
داره آقا من چرا دارم یه اطلاعات کلی داره که!:دی
بد نیست و خوب است نسبیه تعریفتون:))باید قشنگ بازش کرد چی دیدی چی داره که خوبه یا بد!

کودک تنبل درونم میگه الان حسش نیس:|
تو به نمایندگی از طرف تماااام عروس زاگرسیا بنویس:)))

کودک درونت تنبله؟یا تنبل درونت کودکه؟من کودک درونم یه دختر هشت ساله مامانی لوس جیغ جیغوعه که فعال شه بیچارم میکنه.ولی تنبل درونم یه مرد سی ساله خسته از زندگیه که همش با شلوار کردی سیگار میکشه:)))

کودک تنبل درون نداریم ولی:)))تو که ور دل خودمی با چن کیلومتر فاصله.اصن من باید خود تو رو که شاید آرمان شهرت مرکز استان باشه رو بشکونم تو ذهنت!:دی

اونی که با شلوار کردی سیگار میکشه رو منم دارم:)))))
من هم کودک تنبل درون دارم هم کودک درون تنبل:/ کلا هر چی مربوط به تنبلیه رو من دارم :||

آرمان شهرم فقط یه شهره و تااااااماااااااام:)))
شکسته اتفاقا:))))توم بزن خوردش کن اصن:دی

هممون اونو داریم:))فقط مال من یجوری پک میزنه معلومه چقد فشار زندگی روشه.زنش طلاق گرفته کلی قرضم پیششه!:دی

اون که آرمان لایف استایلیه واس خودش:)))

زندگی نماییدن که خب کاملا تحت شعاع دانشگاهه دیگه. دانشگاه به‌درد نخوره چه فایده که شهرش خوب باشه :دی
ساکن یک شهر، که نه دانشجوعه و نه کنکوری، چرا باید گذرش به دانشگاه بیفته آخه :)) من الان هیچی از گیلان نمی‌دونم جز همونایی که گفتم :دی
+ به‌نظرم از دانشجوها باید وضعیت هر دانشگاه و شهر رو پرسید. دانشجو هم کم نداره بیان :دی 

حرف شما متین ولی اینو بخاطر این میگم موردهایی داریم دختره از تهران ناراضیه میگه برفرض شیراز هم دانشگاش خوب بود من باید جو شهری رو هم در نظر میگرفتم

یا در مواردی خوابگاهی نشدن و تو شهر خودشون موندن رو ترجیح دادن به رفت و آمد و رفتن به یه دانشگاه یه ذره بهتر!قاعدتا هم اون یه ذره بهتر بودن نمی ارزه خب.خصوصا تو این اوضاع به کلیه چپمم نیست چیزی که بخوام بشه یا نشه.تهش که چی؟الان کلا درس خوندن تهش تباهیه تو این مملکت و حتی دیگر ممالک:دی
خب بزرگوار شما امسال کنکوری ای دیگه؟:)))برو اطلاعات جمع کن :دی
+سراغ اونا هم میرم:)

به نظرم تو باید از خوابگاهیا کمک بگیری
من که دوران تحصیل ساکن تهران بودم در مورد تهران بیشتر از شهر خودم اطلاعات دارم
بگرد ببین اونایی که تو شهر خودشون درس نخوندن کجا درس خوندن از اونا کمک بگیر

نیستشون!یزد،اصفهان،شیراز،اهواز،مشهد،تبریز،و چند جای دیگه.فک کردم خوندن و چیزی نگفتن.ولی دایره زرد کنار کامنتی که بهشون دادم هنوز زرده و ینی نمیان وبلاگستان!:|

ایدهٔ جالبیه و امیدوارم دوستان مشارکت کنن اما در مورد خودم... صلاح می‌دونم بنا به دلایلی از شهرم نگم. شرمنده...

کرج رو هم اصلا تا حالا توش نگشتم چه برسه به دادن اطلاعات ازش :)) گویا کروکدیل زحمتش رو می‌کشه :دی

هرچند دلایلت قابل قبول نبود برام ولی باشه :))

تو صلاح نمیدونی
چن نفر حال نداشتن(خصوصی گفتن)
یه عده انگار لس آنجلس بودن میگن ما نمیدونیم اسم شهرمون چیه
یه عده اصل کاری تر که دانشجون سرشون شلوغه بلاگ سر نمیزنن جدیدنا ظاهرا و نیستن

من که از شهرم گفتم، قبلا نوشتم حسابه؟:-D

کو؟!من که ندیدم.ولی کل تصورم از گیلان برنجتونه:)))))))))

من همه‌چیز رو واضح برات نگفتم چون نمی‌خوام تصور قشنگت از این فضا به هم بریزه. شاید برای همین قانع نشدی! :)

ببین اکثر(و نه همه) آدم‌هایی که اینجا اومدن با اسم‌های مستعار شروع کردن به نوشتن چون خواستن یه گوشه‌ای در کنار دوستان مثل خودشون به شکل ناشناس از زندگیشون بنویسن و حالا چیزهای دیگه. ناراحت این نباش که چرا استقبال نکردن. باید درکشون کنی و بهشون حق بدی که نخوان از «شهرشون» بگن. :)

ممنون بهرحال:)) پرسیدم موافقید؟و فک کنم نشون دهنده دادن همون حق بود به همه که اگه دلشون نمیخواد حرف بزنن بگن نمیخوان و حتی نگن!من خودم میفهمیدم موافق نیستن دیگه :دی

به غیر از کامنتای عمومی که میبینی چندنفر دیگه خصوصی و ناشناس توضیح دادن راجب شهردانشجوییشون.منم نمیدونم کی به کیه!این قضیه لو نرفتن کجایی بودنِ آدمایی که مستعارطور مینویسن اوکی بود ولی

کل تصورت درسته :دی

:))))

بیا مشهد^_^همه چی اینجا خوبه از همه مهم تر خودم هستم پیشت دیگه غمی ت نیست:)))

اگه خونتون رام میدین بیس چاری هستم خدمتون ^__^

کاشان نیا فقط هر جا رفتی
شهر مذهبی به شدت و با توجه به شناختی که از تو دارم دیوونه میشی اینجا!

اوه اوه

ممنون بابت اطلاع رسانی!:)

الان چی میخوای بدونی؟

 شما ارشدتو دانشجو قزوین بودی دیگه؟به قول کروکودیل یه ریویو از خوابگاه،دانشگاه و جو شهری قزوین احتمالا بتونی بدی

سلام بنفش.من خواننده خاموش بودم و از شهرستانای اطراف ایلامم.چن تا سوال داشتم.جواب میدی؟

سلام

اگه بدونم و بتونم،بله

عه من الان یادم افتاد قول داده بودم ریویو بنویسم...خودم پست بزارم؟بدم تو بزاری؟کامنت بزارم؟یا چی؟
من دوره ی کارشناسیمو دانشگاه تهران بودم.جدای بحث سطح علمیش، به نظرم دانشگاه تهران جاییه که به دانشجو احترام میزاره.از این نظر که ادم میتونه همون شکلی دانشجویی کنه که زندگی میکنه. میتونه دختری باشه که میرهن مردونه میپوشه بره دانشگاه،پیرهن زنونه بپوشه بره دانشگاه،مانتو بپوشه یا چادری باشه.یه شال شل رنگی پنگی بپوشه یا پوشیه بندازه(ما داشتیم تو ورودیمون کسی رو که تا آخرم ندیدم چهرشو). ما رفتیم شریف دم درش لاک پاک کن دادن بهمون که خون شهدای ما نریخته که تو لاک بزنی :|
از اون طرف هر تجربه ای میتونی داشته باشی...میتونی وید و علف بکشی تو محوطه ی دانشگاه، تو حلقه ی تحلیل فیلم و داستان شرکت کنی، تو گروها عضو شی و بری کوه مثلا،تو حلقه ها و برنامه های مذهبی شرکت کنی که اصولا آدم های با سوادی هم میان، بری دانشکده ادبیات و هنر و سر کلاس نغمه ثمینی و شفیعی کدکنی بشینی و حال عالم رو ببری یا تمام طول تحصیلتو تو کتابخونه ی مرکزی و لای کتاب بگذرونی.
در کنارش دانشگاه تهران جو سیاسی ای داره.که هم میتونه باعث بلوغ سیاسی ادم باشه هم میتونه سمی و کشنده باشه! :) و کلا روز های خاصی از سال که آدم هایی که تو دیدگاهشون رو درک نمیکنی،یا دیدگاه رو درک میکنی توجیح حرکتشون رو نمیفهمی صداشون بلند میشه ممکنه رو مخ باشه اوضاع
تو خود شهر تهران تو میتونی هر تجربه ای که بخوای داشته باشی.هر جا که بخوای بری.البته که به نسبت شهر گرونیه...
که البته این حجم آزادی عمل برای ۱۷ سالگی ممکنه خیلی خوب نباشه خب :))
من خوابگاهی بودم و از این ها که هر سال تو یه اتاق و بین یک سری غریبه مجبورن باشن.زندگی خوابگاهی گاهی عذاب آوره.جایی که نگاه آدم ها با تو متفاوته عذاب آور تر.من هم اتاقی داشتم شبا مست میومد خوابگاه،هم اتاقی داشتم که به نظرش صدای آهنگ به هر صورتی حرام بود، ینی داغون شدم :))
تجربه ی عالی و تکرار ناپذیریه ولی خوابگاه
خوابگاه های دانشگاه تهران یه اتاق با تخت (تخت لخت...تشک اینا نه) و کمد و میز خالیه.دریغ از هیچی.حموم بین هر ۴۰۰ نفر،سرویس بهداشتی و آشپز خونه بین هر پنجاه نفر.حیاط بزرگ و سبز داره ولی :)

پستشو نمیذارم ولی قرار بود این پست موقت باشه که دیگه حذفش نمیکنم:)

فعلا آرشیوت رو درست حسابی شخم نزدم وگرنه نمیپرسم اینو!رشتت چی بود و کدوم دانشکده بودی؟
عا ینی الان من با دوچرخه میتونم برم دانشگاه؟^_^(قراره یکی دو روز دیگه بخرمش:دی)
کوووووهD: به به بههه به!
الان من خطرناکم؟هیفدهی ها خطرناکن؟آزادی خطرناکه؟یا چی؟:)))))
صدای آهنگ حرامه؟من اگه جات بودم یا اون منو میکشت یا من اونو:| خوابگاه جای یکیمون بود:دی
خیلی خیلی ممنون بابت نوشتن:))

نظرت راجب پزشکی تعهدی چیه؟امسال سال اولم بود ولی نمیتونم پشت کنکور بمونم و میخوام تعهدی رو هم بزنم
راجب خوابگاه ها چی؟خبر داری؟من از اطرافم سختمه رفت و آمد احتمالا اونجا خوابگاهی شم 

خودم باشم دوباره میشینم میخونم.پزشکی خودش چی باشه که بخاطرش به این خراب شده هم تعهد بدی؟!در بهترین حالت ممکن بچه خوبی باشی هفت ساله تموم کنی درستو،دوبرابر سالای درس خوندنت ینی چهارده سال باید به دانشگاه ایلام خدمت کنی حق خروج نداری و حق شرکت تو آزمون رزیدنتی رو هم.اگه دختری شوهر کن!!:دی،یه شوهر معتاد که روزی سه وعده کتکت می زنه ولی تعهد نده به هیچ احد و ارگان و سازمانی(قشنگ عمق فاجعه پزشکی تعهدی دست اومد یا بیشتر توضیح بدم؟:دی)

و خوابگاه هم...واقعیتش اینجا خوابگاهاش داغونه.ساختمونای قدیمی و دور از شهر و دانشگاه.ازون بدتر داخل خوابگاس!که یا معتاد میشی،یا بهت تجاوز میشه:| یا خودتم اهل دل میشی و میپوندی به دار و دسته ساقیا یا متجاوزا!!
خلاصه اینورا نیا:)))اگه خبر خوبی باشه خود من نمیگم که جز چن تا شهر تاپ جاییو نمیزنم.چشت کور دندت نرم یه سال دیگه بشین سر درست یه دانشگاه و شهر درس حسابی بیاری
موفق هم باشی:))

زیست شناسی.دانشگاه تهران
ما استاد و دوست داشتیم که با دوچرخه بیان...تو بلوار کشاورز هم خط عبور دوچرخه داره ولی خب خانوم ها.... :(((
نه که ۱۷ سالگی خطرناک باشه...ولی خب اینکه شبیه "دانشگاه" نیست رو خیلی رو دوست ندارن.من عاشقش بودم ولی :))
بزار ریویو ی کرجم همین جا بنویسم...
کرج یه دانشگاه خوارزمی داره واسه رشته های علوم...یه دانشکده پزشکی داره که فک کنم دارو نداره نمیدونم...اوضاع علمیشون بد نیس...خوابگاهاشونم فک کنم بد نیست
کرج از تهران شهر گرون تریه.برخلاف باور عموم که پر تبه کاره و قاتل داره و این ها اتفاقا امن تر و شاد تره به نظر من نسبت به تهران.واسه خورد و خوراک کلی خوشمزه فروشی داره.به لحاظ اوضاع پوششی و اینا نسبت به تهران آزاد تره...مقدار زیادی باغ داره و با مترو ۳۵ دیقه تا تهران راهه

دوس دارم^__^

ینی چی؟آخرش اجازه میدن یا نه؟نه؟نمیزنم تهرانو پس :دی
اتفاقا خود منم درگیرم با این قضیه که از ذهن بابام اینو پاک کنم ولی هی میگه نچ کرج خره:| 

من کارشناسی قزوین بودم
خوبه، کادر امام خمینی کادر خوبین، فضا زمان ما بسته بود الانو نمیدونم. خوابگاهش معمولیه، امکانات خاصی نداره. بافت شهر سنتیه ولی در مناطق دانشجویی فاکتور چند فرهنگی پر رنگه. دانشگاه با اتوبوس و تاکسی از همه حای شهر خوش مسیره. در مجموع چیزی روی مخ نیست. کیفیت غذای سلف از متوسط دانشگاههای ایران بهتره و شام رو به صورت گرم و در محل خوابگاه تحویل میدن

چه شهر بی بخاری!

ممنون جناب کالفیلد:))

پس با بیشترین سرعت از این نقطه جغرافیایی دور میشم:))
فضولی نباشه ولی شما خودت پزشکی دوست نداری یعنی؟!بعید میدونم اینطور باشه

من چیزای بد رو گفتم البته!این شهر خوبیای خودشو داره ولی به نظر من خوبیاش نمیچربه به بدیاش

مسلما بله!عشق به پزشکی تو همه دانش آموزای تجربی (اونایی که تغییر رشته دادن به تجربی یا زورکی دارن میخونن نه ها!) نهفته س.خود منم شاید اصن پزشکی خوندم فردا یقمو نگیرین شما پزشکیو کوبیدی:)))))دوسش داشتم و دارم و عشق اولم بوده اصن!ولی خب اولویتم واس انتخاب رشته و زندگیم نیست.چیزای مهم تری(از نظر خودم نه بقیه)برام وجود دارن که پزشکی میتونه سرعت رسیدنم بهشون رو بگیره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان