با همه این تفاسیر عاشقشم ولی

ساعت دوازده شب تایمی که با حجاب زیر بیس درصد دارم رنگ آمیزی قبل خواب رو به انجام میرسونم میبینم مامان بزرگم میاد خونمون مهمونی چون دلش یهویی تنگ شده!هیچ کی قد مامان بزرگم رو حجاب من حساس نیست.اومده با کلی اخم و خشم و غیض منو مورد لطف قرار داده.داداشم حموم بود و داشت میومد بیرون.میگه برو یه چیزی بپوش تا داداشت نیومده!زودترم شوهر کن تا بی حیا تر از این حرفا نشدی :| :))))

بریم بخوابیم...

طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان