دوراهی

تا ساعت دو ظهر خوابیدن،جلوی باد کولر،با تاپ شلوارک،ناهار؟شام دیشب،فیلم دیدن و لش کردن رو تخت،تنها تو خونه و تنها و تنها،دمی رقص و شادی و بعد حموم،بازم فیلم :دی

یـــــــــــــــــا
هفت صبح بیدار شدن و رفتن به باغ بابابزرگ،جلوی نورخورشید اما زیرسایه درختا،خوندن کتابایی که از کتابخونه گرفتم،هلو و شلیل از درخت به دهن،لب جوی و آب بازی،با لباسای پوشیده اما :| ؟

+در نهایت خوشحالم که تو همچین دوراهی واس فردا گیر افتادم نه دو راهی عمومی یا اختصاصی؟فیزیک یا شیمی؟
اولیش
دوام خوبه ولی اولی

اگه دومی هم خوبه چرا اولی؟:))

دومی :)

ببینیم چی میشه دیگه:)

من مورد اول رو ترجیح میدم😁

خودمم اولیو دوس دارم 

اولیش خوبه
دومی هم خوبه ها ولی اولی خوب تره:دی

+چه قشنگ شده اینجا :) 

احتمال زیاد اولی انتخاب میشه :دی


دلم میخواد بگم چشات قشنگ میبینه ولی واقعا چشات قشنگ میبینه و واقعا قشنگ شده:)))

جاست اولی:))

چقد اولی طرفدار داره:)))

دومی یه چیز دیگه ست

بلی بلی :)

من که درحال حاضر اولی‌م + بازی‌ی‌ی‌ی :)))) [وِی به دوران کودکی‌ش باز می‌گردد] 
ولی ترجیح می‌دادم دومی رو :)) حیفِ تابستون مثل حالت اول بگذره بره :))

دقیقا منم دارم به همین فک میکنم قراره همش بخوابم چه تابستونیه دیگه؟یه تکونی به خودت بده :|

اولی چون من به شخصه از گرما فراری ام 

گفتم که،زیر سایه درختا!تازه ظهر به بعد باد هم میاد به شدت خنک میشه

اگه من دیگه به تو لیست فیلم دادم :)))) 
دویدن چیشد پس :-/

اتفاقا الان دارم هیدن نمیدونم چی رو میبینم واس جواب دادن به کامنتت فیلمت رو استپ کردم :)))))


عهههههههه:| فعلا رونمایی نکردم از ورزش:| صداشو در نیار :دی ولی جدی تا دیروز میرفتم کامنتای پست قبلو اگه خوندی باشی مچ پام خراب شده از فردا دوباره شرو میکنم به صورت مایل!! نیز گزارش میدم 

مایل مال اون موقع بود! الان جریمت سنگین تر شده. باید هر روز بیای بهم بگی که چه کسری از یک سال نوری رو دویدی :))

* هر سال نوری 9.4607 × 1012  کیلومتره :)

هاااااااااااااااااااااا؟؟؟؟!!!!!!!!! من اگه حال این محاسبات رو داشتم امتحان ریاضیم رو ___ نمیشدم :| :)))

بیشتر با اختصاصی حال میکنم ...یه هندز قری و آهنگ بعد هم بشین تا شب ریاضی حل کن زیر کولر....:))اونم کاربرد مشتق.

آهنگ رو خوب اومدی.کل دوران تحصیلم بدون آهنگ نتونستم درس بخونم.کولرم خوبه.ولی خب شما در جریان علاقه من به ریاضی نیستی که:))))))همین مونده تابستون ریاضی بخونم:| :دی

قطعا اولی :))

اولی انتخاب و انجام و تموم شد رفت:)))

دلیل اینکه اکثرا با اولی موافقن
مصائب هفت صبح بیدار شدنه و بس:-D

نه بابا یه تنهای درون داریمم هممون که تنهایی رو میپسنده:))))

البته امروز دومی رو اجرا کردم.همچینم هفت صبح نبود.چهارعصر رفتیم!!:دی

اولی:)
قالب نو مبارک، قشنگه😍

قشنگی از صاحابشه:))))

اون که صد البته :)))

(آیکون خود لوس کنی و شرمندم نکنیدُ اینا)


+خوش میگذره؟انقدی که بابت تموم شدن کنکور واس تو خوشحالم واس خودم نیستم:))

قربونت برم😘
اه اه لعنت به هرچی کنکوره:/ دیگه حالم از هرچی کتاب و دفتر و کنکوره داشت بهم میخورد که شکر خدا نجات پیدا کردم! :)))))
خوش؟ نه راستش! خسته شدم اینقدر خوابیدم، بیدار شدم، نت گردی کردم، خوابیدم، رمان خوندم، ورزش کردم، خوابیدم :|||
غذا هم نمیخورم :دی رژیم گرفتم :)))

اما من مطمئن نیستم از نجات همیشگی -_- ولی خب دلیل نمیشه تابستونو زهرمار خودم کنم :دی

دقیــــــــــــــــــقا!من بین 12 تا 16 ساعت میخوابم فقط!!حالم داره بهم میخوره از خودم که انقد تنبل تر شدم :دی
آره دیگه رژیم نگیری هر چی میورزشی واس ثابت موندن وزنته نه کم کردن.می تو :دی من یه هفته س بستنی نخوردم:( 

من یه دونه بستنی جای ناهار امروز خوردم :|

:))))))))))))))))))))))))) مردم از خنده.رژیم گرفتی مثلا؟ همون ناهارو بخور قندش کمتره سیرتم میکنه :دی من واس اینکه چیزی نخورم میخوابم همش!بیدار باشم نمیتونم نخورم:|امروز سه ظهر حدودا پا شدم،رفتیم گردش و باغ تا شیش ورزش نمودم،ساعت شیش چن تا آلو کوچولو و لختی آب نوشیدم،الانم دارم با تو حرف میزنم و زندم :دی .به واقع نمیدونم چرا روزه نمیگیرم:|

ما اوضاعمون از روزه گیرها وخیم تره:/
میخندی؟؟؟؟؟؟؟؟ نخند عاقا، نخند! جای صبحانه و ناهار یه دونه بستی کوشولو خوردم! فقط یه دونه بود:((((

آره روزه که باشی شب هرچقد بخوای غذا بار میزنی ولی واس ما شب بدترین موقه س واس خوردن و اگه روز ذره ای حق خوردن داریم شب کاملا ممنوعه:( ( اشک هایش را برای غم بستنی پاک میکند)

:)))))))لوس نکن خودتو حالا!نوش جونت:دی
یه بنده خدایی بود به واقع یه خانوم نسبتا تپل که به شدت ورزش میکرد و به شدت هم همه چی میخورد.نظرش هم این بود غذا لذت زندگیه.آدمی همینجوریشم تو رنج و عذابه و تو این شرایط جغرافیایی ایران بدتر.دیگه نباید خودشو از لذت های در دسترس محروم کنه
من که خیلی دلم میخواد به عنوان مرجع تقلید برگزینمش:))))))

تکبیر! کجا بریم مریدش بشیم؟
عاقا هرچی غذای خوشمزه است هی توی مغزم جولان میده! میرم اینستاگرام رو باز میکنم فقط غذا میاد بالا، میام اینجا همه آشپز شدن :(
باید اصلاح کنم پستم رو و غم غذا هم اضافه کنم به موارد ذکر شده:)

از راه دور هم میتونیم ارادت خودمونو بهش ابراز کنیم:))حالا نه واس بی ترمز خوردن ولی واس سبک زندگیش،بیخیالیش و خوش گذرونیش واقعا مریدش باید شد.خیلی شل و آروم گرفته بود زندگی رو.به کلیه چپش هم نبود دو روزه ی دنیا رو

نگو آقا منم دلم میلرزه:)))از غذا به نت پناه آوردم

اخر کدوم انتخاب شد از بین این دو راه؟

بنظر پیشنهاد اول ینی تنها موندن جذاب تره ولی ...
ولی پدربزرگ مادربزرگ و این جمعای خانوادگی همیشگی نیست ! پس بهتره فعلا بری به راه دوم و بری پیش شون !
تنهایی همیشه ممکنه بوجود بیاد ولی پدربزرگت همیشه پیشت نیست :(

+قالبت عالیه ! محشره !
خیلی خوشم اومد :))) ^-^

اولی انتخاب شد واس اون روز ولی جمعه که دیروز باشه دومی رو عملی کردیم:))


+چارلی بیا ببین دسته گلتو همه دوسش دارن :دی ^_^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان