بابا آب نمیدهد،بابا آب مصرف میکند

پارسال که خونه خودمون بودیم تابستونا حداقل یکبار در روز بین من و پدر بحث و گاهی دعوا منعقد میشد تحت عنوان" به توچه آخه بچه " یا "بابااااااا بافرهنگ" و یا" نترس،97 درصد سطح زمین رو آب پوشونده تنها چیزی که تموم نمیشه آبه" و من واقعا گریه میکردم به حال خشک مغزی پدرم و اینکه حتی نمیتونم پدرم رو قانع کنم توقع دارم اونور تریا به حرفم گوش بدن؟

موضوع این بود که کوچه ما(کوچه نیس البته،دوسرش آزاده:دی) سه تا خونه سمت چپ هست  سه تا سمت راست.ما وسطی سمت چپیم اگه از پایین نگاه کنی و در مرکز.تقریبا مدل همه خونه ها دقیقا مثل همه و همشون بین هشتاد تا صدمتر حیاط دارن.بین ساعت چهار تا شیش عصر همه خونه ها به مدت یک ساعت به مراسم حیاط شویی با اون آب خدابیامرز میپرداختن و من فشار خونم بالامیرفت.ازون بدتر این بود کوچه رو هم شیش نفری میشستن هر کدوم به صورت مستقل.آروم بهشون میگفتم مراعات کنن خصوصا همسایه کناری که تا بهش میگفتم جواب میداد "باشه دخترم" و سریع شیلنگ آبو میبست.حالم بد میشد وقتی حساب میکردم چند لیتر آب با تعداد زیاد صفر میشه.و چقد حالم خوب میشد وقتی بهشون میگفتم تا چند روز از حیاط شویی و کوچه شویی خبری نبود و دفعه بعدی که این کارو میکردن سریع تر حیاطشونو میشستن که کمتر آب مصرف شه و من نبینمشون:دی 


و طبقه همکف خونه ای که الان هستیم نمایشگاه ماشینه.صاحاب اینجا که صاحاب مجتمع هم هست به شاگردش گفته اون بی ام و سفیده رو هر روز باید بشوری:| و من چقد آرزو میکنم یکی زودتر بیاد این وامونده رو بخره!!از بالا تو تراس میبینم با چه فشاری آب بازه در حالی که پسره اون ور داره با گوشی حرف میزنه.رفتم پایین.تلفنش تموم شده بود و داشت سقف ماشینو کف کاری میکرد و باز شیلنگ باز بود.خودم نمیدونم این چی بود از دهنم پرید و ایشالا بخشیده بشیم که با دروغ نهی از منکر کردیم ولی گفتم"میدونی اصفهان و یزد سر آب دعوا دارن؟خوزستان سه روزه آبش قطعه؟" با یه حالت شرمنده ای آبُ بست و گفت "ببخشید خانوم" میخواستم بهش بگم انقدم ناراحت نکن خودتو حالا!!همین که بهم نمیگی بابا بافرهنگ،و حالیت میشه چه خبره برام کافیه.تو هم منو ببخش:|

حساسیت من هم روی آب قابل توصیف نیست.

رو چیزی غیرت داریم افتاده دست یه عده قدرندان...فک میکنن چون اوضاع مملکت خرابه باید به همه چی گند بزنن.بابا این آبه ربطی به هیشکی نداره وجدان خودته 

راستش رابطه بین آب و دلار رو نمیدونم چیه..حتما اونم ربط داره دیگ:/ 

هعی

طرف مام اب نیست😔

هیچ طرفی آب نیست.همین الان مال خودمون فشارش هی داره میاد پایین و نهایتا قطع میشه

بابا بافرهنگ :)))

 ولی آورین جدا :) اون لیست فیلم حلالت! 

+ اون آگهی تلوزیون که بجای شیر آب، میزان مصرف بر حسب بطری رو نشون میده خیلی جالب و خوبه.

اون لیست فیلم همین جوریشم حلال بود :))))


+در راستای بی علاقگی به تی وی و صرفه جویی در مصرف برق تا حد ممکن نمیذارم کسی روشنش کنه وقتیم روشنه میرم تو اتاقم!پس نمیدونم این آگهی که میگی چیه:دی

حالا شما باید یه بار به کارخونه ها سربزنی ببینی په خبره
من چند هفته ای که کارآموزی میرفتم
اینقدر ناراحت میشدم که نمیتونستم غذا بخورم حتی...

وقتی به هدر رفتگی های آب تو مقیاس صنعتی و بزرگ فک میکنم خندم میاد به آبی که من با بستن شیرآب موقع مسواک زدن صرفه جویی میکنم.ولی توان من همین قده و پیش خودم روم سفیده..

سلام 

منم شدید رو این موضوع حساسم و اعصابم خورد میشه ولی چه میشه کرد وقتی هرچی میگی گوش نمی کنن من و مامانم همیشه در حال تذکر دادن هستیم ،بابام گاها اب زیاد میریزه و با تذکر سریع اصلاح میشه کارش ولی داداش کوچیکم سر حمام رفتن بعضی وقتا باید بهش زیاد تذکر بدی تا کمتر اب بریزه لامصب همینجور شیر ابو باز میزاره 

سلام

کاری نمیشه کرد واقعا باهاشون.تا جایی که بتونم جلوشونو میگیرم خود من هم ولی همیشه که جلوی چش ما نیستن.رو اعصاب خودت کار کن بتونی تحمل کنی!همین

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان