جـــــــــــــآنــــــــــــا

حدودا ساعت نه شب بود و فقط من مونده بودم و سه نفر دیگه.یکیشون یه خانوم حدودا سی ساله بود با چندین کتاب قطور رو میزش که صبا زودتر از من میومد،شبا دیرتر میرفت،ناهارشو سر میزش میخورد و عملا هیچ وقت تلف شده ای نداشت.خسته شده بودم و سرمو گذاشته بودم رو کتابام.دقیقا روبروم بود.انقد ضایع و آشکارا زل زدم بهش اومد طرفم و پرسید چیزی شده؟!گفتم اونا چیه داری میخونی؟ خندید و گفت پس کتابامو داشتی نگاه میکردی نه منو.و بعد ادامه داد دارم واس تخصص میخونم و اسم کتاباشو گفت که خیلی عجیب غریب بودن.گفتم تو همونی که رتبت هفت بوده دانشگاه تهران درس خوندی؟همه کنکوریای اینجا دلشون میخواد جای تو باشن!گفت تو چی؟توام میخوای؟نخواه!گفتم نه من نمیخوام .نمیدونم چرا بعدش گفتم" ولی الان خسته م" ! گفت تو هنوز نمیدونی خستگی یعنی چی...

 

بعد از هفت سال درس خوندن بازم کنار آدمایی نشسته بود که میخواستن هفت سال رشته اونو بخونن.بعد از هفت سال بازم از صب تا شب داشت تست میزد.اینکه واقعیت چیه و زندگیش چطوره رو کاری ندارم.ولی من هیچ اثری از شادی تو چهره ش نمیدیدم.از رضایت.معلوم بود بازم از سر اجبار و اینکه یه عمومی کار به جایی نمیبره داره درس میخونه.اصن خودش به من گفت "نخواه"!.این همون آینده ایه که میترسم ازش.که نمیخوامش.حالا بیاین بگین خیلی هم دلت بخواد!!ولی دلم نمیخواد.نه اینو نه اونو.یه انتخاب بین بد و معمولی.حتی انتخابی هم وجود نداره انگار...


+عنوان هیچ ربطی به متن پست نداره.وقتی بیان بزور عنوان میخواد منم اسم آهنگی که دارم گوش میدم رو تحویلش میدم:|

اون فرد هم درست زمانی که هم سن ما بوده تصمیم گرفته اون راه رو انتخاب کنه فکر کنم این متن‌ت داره به وضوح می‌گه قبل از این‌که چیزی رو آرزو کنید میزان لب‌خندتون رو در کنار داشتن‌ش بسنجید هوم؟ :))
من‌م دوست ندارم یه پزشکِ افسرده باشم :))

بله دقیقا:)))) و حرف من اینه حس میکنم توی هیچ رشته ای نمیتونم لبخند بزنم چون کلا دوس ندارم درس بخونم:|

بنظر من همچین حرفایی وقتی داری درس و رشته مورد علاقتو میخونی اصلا معنی نداره! کسی که واسه تخصص میخونه به این دلیل که «عمومی کار به جایی نمیبره» مشخصه که اثری از شادی توی چهرش نیست :/ آدم داریم توی دانشگاهای خیلی داغون حتی! داره خیلی با علاقه و شور درس میخونه چون خودش انتخاب کرده که علاقشو بخونه.

+ داروسازی که اینطوری نیست؟ ینی با توجه به چیزایی که من شنیدم داروسازا خیلی زودتر وارد بازار کار میشن.

من اصاب حوصله درس خوندن ندارم:| حرفم همون پست قبله.که هی بخوابم :| :))))))))))))

ولی بله یکی از دلیلام واس انتخاب دارو اینه بعد شیش سال نمیگم ای بابا من عمومی دارم فایده نداره برم پی تخصص!اگه خونواده اجازه بدن همین الانشم میرم با یه صندلی و باکس سیگار و سیگار فروشی کار میکنم.آدم باید کار کنه،خرج کنه،حال کنه و در نهایت اگه مرد به جهنم!!اقلا این دنیا ناکام و خسته و لذت ندیده نبوده.من از بیخ با فلسفه "چرا ما باید علم بیاموزیم؟"مشکل دارم:| :))))))) تن پرور هم خودتی

من برعکس توام دقیقا:(
دوست دارم فقط درس بخونم و کار کنم و کار کنم و کار کنم و از مشغله ی زیاد حتی وقت نکنم سفر برم.

منم درسو دوس دارم تا جایی که شیرین و کاربردی باشه.نه که چیزای بیخود و خسته کننده بخونم.اتفاقا واس همین از درس خوندن بدم میاد که نمیذاره به درس خوندن و مطالعه های آزادم تو زمینه هایی که دوسشون دارم بپردازم

:)))) پس تو این مورد کاملا برعکسیم D:
من هدفم از فیزیک رفتن اینه که علمو واسه خود علم بیاموزم! نه واسه کاربردش تو صنعت و مهندسی و هرچیز دیگه :-" 

جوابم به نلی رو بخون

منم درسو دوست
ولی ندوست :))))))))

+تو پسریاااااااااا!خرج حاج خانومو از کجا میخوای دراری پس؟!

حالا هی منو بترسونین :|
من که شاید برم تربیت معلم آخر :|
هر چند از فکر اینکه ۳۰ سال ساعت ۷ صبح برم با یه مشت بچه نفهم سر و کله بزنم سرطان میگیرم :|

مرض داری خب نرو:|


باز هم نرو:| خودمونم یه مشت بچه نفهم بودیماااااا بزرگ شدیم الان زبونمون درازه!!

راستی تو چیکار کردی واس انتخاب رشته؟

هیچ
فقط یه برگه دادن اولویتامونو مشخص کردیم بعد امتحانات پایانی ام که نتایج میاد میاد ببینیم چی آوردیم
من که میرم تجزبی به هر حال :/

تجربی بخون ولی از من به تو کلا خودتو واس درس خوندن اذیت نکن.به جز سال کنکورت هاااا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان