برای خونه دوس داشتنیم

مامان عاشق انجیره.تو خونه ی آپارتمانی آقای "ک" که بودیم همیشه میگفت یه خونه میخریم که درخت انجیر داشته باشه.منم میگفتم پس توت چی مامان؟اونم میگفت باشه خب،توت هم داشته باشه.من فک میکردم باید خودمون انجیر و توت بکاریم تا بزرگ شن.وگرنه کدوم خونه ایه که هم این دوتا درختو داشته باشه و یه عالمه معیار دیگه که تو ذهن منو مامانم بود؟یروز دایی ع ( که خب معلومه اسمی که با ع شروع میشه مسلما علیه!!!) زنگ زد گفت یه خونه پیدا کرده هم درخت توت داره هم انجیر!اومدیم که ببینیمت.اون موقه مث الان نبودی.یه در کوچیک داشتی.درخت توتت هرس نشده بود و شاخه هاش تا پنجره های خونه های اونوری کوچه میرسید.تا دیدمت لبخند زدم.اومدیم داخل و دیدم یدونه توت نیس.یدونه توت سفیده و یدونه قرمز که کنار همن!بین اون همه تنه یه تنه ی درخت انجیر هم قایم شده بود.من هنوز تقریبا جلوی در ورودی بودم و داشتم جیغ میزدم مامان خدا اینا رو واس منو تو گذاشته اینجا.همون موقه که با ذوق داشتم راه میرفتم پام پیچ خورد.کاشی های حیاطت چاله چوله زیاد داشتن .خاکی،شکسته،قدیمی.ساختمون خونه ت قدیمی بود.و کثیف.تو ذوقم خورد.تو ذوق مادرِ خونه بیشتر.اومدیم داخل و دیدیم درو دیوار حموم دسشوییت قرمزه.حمومت حدودا پونزده متر بود و گرمابه طوری.یه هال بیست متری داشتی با چهار تا اتاق که که از هالت بزرگتر بودن.یکی از اتاقا اِل مانند بود و دوتا در داشت و خیلی بزرگ بود.و یه آشپزخونه که مث حموم درو دیوارش قرمز بود و آدمو فراری میداد.خلاصه که داغون بودی،داغون!بخاطر درخت توت و انجیرت مهرت به دلمون نشست و درستت کردیم.تو نگاه اول که مامان هنوز متوجه عمق فاجعه نشده بود گفت مهم نیس،یه ده تومنی بیشتر خرج برنمیداره.شروع کردیم به کوبیدنت.دوتا از اتاقا رو کوبیدیم و اضافشون کردیم به هال.حمام هم به هال پیوست.اتاق اِل مانند رو تبدیل به دوتا کردیم و الان اتاق منو داداشیه.حموم رو بردیم یه جای دیگه،دسشویی رو هم همین طور.همه ی کاشیا و سرامیکا رو عوض کردیم.رنگت زدیم گچ کاریت کاریم کابینتاتو عوض کردیم پنجره هاتو که نگو دیگه! راستی،کل دم و دستگاه داخلیت هم عوش شد.سیما لوله ها گاز کشی پریز چمیدونم...نزدیکای عید بود و من با لباسای خاک و خلی مشغول تو بودم.نزدیک عید بود و جیبمونو خالی کرده بودی.من اون سال واس عید هیچی نخریدم. ازون سال به بعد هم نه به دلیلِ اون سال،ولی بعد از تو دیگه لباس عیدی نخریدم.حتی همون چن تیکه طلایی که دوران طفولیت تر مامان بزور برام خریده بود رو وقتی دیدم ممکنه کار به خاطر تعمیرات تو به فروش رخش بابا،عشقش و یدونه ش برسه،پیشنهاد دادم که ببرن بفروشن.خیلی خوشحال شدم.از طلا خوشم نمیومد و حالا از دستشون راحت شده بودم!تاکید کرده بودم سرامیکای اتاقمو با پول طلاهای خودم بخرن .که مثلا دلم خوش باشه مالکیت صد در صدی ت مال منه.اون سال ما لباس نو نپوشیدیم که تو خوشگل شی.خیلی کصافطی.خیلی.یادم میفته چقد خرجت کردیم فوشت میدم:|ولی نتیجه خیلی خوب بود! خیلی.تابستون زیر درخت توت خوابیدن،رو پشت بوم.زیر بارون رفتن و برف بازی تو حیاط.همسایه های کوچه طوری.صدای انواع پرنده لابلای درختای حیاطت.سر و صدا در حد چی  و مراعات نکردن طبقه بالا یا پایین :دی شستن فرش و رخش بابا تو حیاطت و کباب درست کردن تو حیاطت و چیدن توت قرمز از درختات و نشسته خوردنش و نفس کشیدن تو حیاطت و اصن میدونی اگه حیاطت نباشد تن من مباد؟! داشت خاطره آپارتمان صد متری آقای ک از ذهنم پاک میشد که مامانِ من فیلش یاد هندوستان کرد و با رتبه دو رقمی :دی قبول شد.رفت.یه ترم رفت و آمد کرد.اون سرِ ایران.شاید نزدیک به 18 ساعت تو راه بود.نتونستم.نتونستیم.تو نمیتونستی جای مامانمو پر کنی.من دیگه با یه بالش نمیومدم تو حیاطتت دراز بکشم.کنج اتاقم به همون بالش مشت میزدم و با 16 سال سن جیغ میزدم من مامانمو میخوام:| این شد که تصمیم گرفتیم همگی بریم اونجا که انقد من درد فراق نکشم.باز هم آپارتمان...آپارتمان صد متری آقای الف.البته کللللا دو طبقه بود و ما طبقه اول بودیم و نمیدونم میشه بهش گفت آپارتمان یا نه؟!.قرار بود دوسال بمونیم و تو رو دادیم به مستاجر.باز هم یه مشکل مالی دیگه پیش اومده بود و باز بابا میخواست رخشو بفروشه و الان که فکر میکنم علاقه من به رخش بابا،بیشتر از علاقه خودِ بابا به رخشه.با پول رهن ت اون مشکل حل شد .تو تا دو سال مال ما نبودی.یه سال که گذشت برگشتیم.ولی نمیتونستیم بیایم پیش تو.تو تا یه سال دیگه مال ما نبودی.و الان کجاییم؟آپارتمان صد متری یه آقای الفِ دیگه!!بابا میگه مرداد میتونیم برگردیم پیشت ولی من دلم تنگ شده.اینجا رو دوس ندارم.حالم که خوب نیس میخوام نفس بکشم با کلی تدابیری اسلامی امنیتی باید برم تو تراس که اونم با متراژش خفه م میکنه.حس زندون بیشتری رو بهم میده.عصر رفتیم خونه مامان بزرگ.فاصله خونه مامان بزرگ با تو کمتر از یه دقیقه س.بیست و سه قدم با راه رفتن فاصله س و چهارده قدم با دویدن.عصری دویدم پیشت.چهارده قدم.شاخه های درخت توتت کوتاه شده.کل کوچه رو نپوشونده.کوتاه کردن شاخه هاتو نامردا...

چقدر دلم واسه‌ی حیاط داشتن تنگ شده:) 

الان این ینی حیاط دارین؟ندارین؟داشتین الان ندارین؟میخواین داشته باشین؟دارین ولی نمیری توش؟:دی

عباس هم با ع شروع میشه
ه رو کسره ننویس
مثلا خط اول: عاشق انجیره
که رو هم ک ننویس رو مخمه :)))

*صدای منو از پایینه کامنت میشنوید.بخدا قرار بود دو خط جواب کامنتتو بنویسم ولی عنان از دستم رفت الان دیدم خیلی شده.ببخشید خلاصه

 قرار بود اون انتشار دزدکیه رو بزنم خودم یبار متنو بخونم ولی ظاهرا انتشار عمومی رو زدم:| یه چن تا غلط دیگه هم هست اونارو هم باید درست کنم

درسته من متنام غلط همه مدله پره توشون ولی تنها غلطی که عمدا و دیگه به صورت خودکار انجامش میدم همین آخرِ(شایدم آخره) کلمه هاس

قضیه اینه من همه چیو صاف و صوف و جمو جور و خوشگل دوس دارم.موهام که بلند میشه بعضیاش بیشتر بلند میشه کوتاهش میکنم هم قد بقیه شه.از بی نظمی و پستی بلندی خوشم نمیاد!.حتی گاهی حس میکنم پای چپم بلند تره و از خودم بدم میاد.این مرضم به لغات و نوشتن هم سرایت کرده. همین الان کلمه کرده جمله قبل جلو چشمه که آخرش ه داره و همین الان داره جلو چشمه:| و.مثلا از کلمه سیب خوشم میاد چون یکدستِ(شایدم یکدسته!:دی) و همه تو یه صف هستن اما از زرده تخم مرغ خوشم نمیاد.یا اینکه خورشید و ماه رو دوس دارم ولی ستاره رو نه:دی.این ه برام شبیه دمِ (واقعا باید بنویسم دمه؟) کلمه س که اضافه س.دقیقا حسم به این ه حسم به این لباس عروسای دنباله دارِ(اه!همون دنباله داره) که اون سره:)))) شهره و دمه دیگه.دوسش ندارم:(.من این ه دو چشم رو واسه کلمه ای مثل زنجیره که کاملا حق مسلمشه باز هم زور داره بم به رسمیت بشناسم چه برسه به اینکه بخوام واس انجیر ه بذارم.ولی خب بدان و آگاه باش من همونی ام که گفتم پست نیم فاصله رو لینک کن میخوام یاد بگیرم(البته هنوز وقت نکردم بخونمش).خلاصه که طالبه غلط گیری هاتیم یا شیخ

+میخواستم واست کامنت بذارم بازم سوالات فنیه:)))( دیدی یاد گرفتم ه بذارم؟!) ولی خسته تر ازین حرفام لباس بپوشم بیام تا وب تو:|

این روزا مجبورم در حد روزی ده ساعت از لب تابم کار بکشم و دلم میسوزه براش:( خصوصا باطریش/باتریش رو خیلی دوس دارم خیلی زحمت میکشه آخه:(.خراب نشه؟اصن میشه خراب شه؟یه بنده خدایی مث من باطت:|ریشو دوست داشت کلا دراوردش همیشه مستقیم با شارژر به برق وصل بود.خطرناک نیس؟زهره ترک نمیشه دلو روده ش یهو برق مستقیم بیاد؟

و دوم هم اینکه بعضی وقتا صدای موتورش میاد:| گاهی هم نمیاد.وقتایی که سی دی میندازم توش که مخمو میخوره انقد صدا میده سی دی رو که در میارم بازم ول کن نیس صداش میاد.البته دوره ایه.مثلا نیم ساعت صدا میده یه ساعت صدا نمیده.چشه؟چه مرگشه؟چیکارش کنم؟

سوم.فن چیه؟فن یه وسیله س؟نرم افزاره؟یه عضو از لب تابه؟خنک کنندس یا یه چیزی مثل کولر؟کجا میتونم ببینمش؟!

چهارم اینکه روزای اول دکمه استارتشو که میزدم تا چهار میشمردم عکس ویندوز هشت میومد و بعد دستاپو بچم توووووووووووپ آماده به کار بود.الان تا ده میشمرم عکس ویندوز هش بیاد:| گاهی تا پونزده هم میشمرم:| بعد با قسم و قرآن که اومد میرم رو یه فولدر کلیک میکنم کلی لفتش میده تا بالا بیاره.کروم رو که بزنم اصن سکته میزنه هنگ میزنه.باید صب کنم آروم شه بفهمه اینجا کجاس با آرامش بیام سراغ کروم

خیلی اذیتش کردم یعنی؟بخاطر اون درایو اِچه که صد گیگ فیلم روشه؟یا همه درایوای دیگه که کم از درایو اچ ندارن؟ویروس؟باکتری؟میکروب؟وات هپند؟ اگه همه چیو انتقال بدم رو یه هارد دیگه خالیش کنم خوب میشه بچم؟

و پنجم...راستش پنجمی وجود نداشت اون بالا که گفتم هارد یادم افتاد بپرسم هارد کامپیوتر یا لب تابا کجاشونه؟جدا میشه یا نمیشه دراوردش؟چن روز پیش مامانم یه چیز مربعی بزرگ دستش بود گفتم این چیه گفت این هارده گفتم چیکار میکنن باهاش یکم توضیح بده چیه.اونم میدونس فهمیدن هارد در حد من نیس گفت در همین حد بدون هارد یه فلش خیلی بزرگه که مثلا مال خودش 2 ترا جا داره:))))

 

یا قمر منیر بنی هاشم!!!
فردا میام به جوابت جوابت میدم :)))
الان میرم لا لا کنم :دی

خب واس همین اون خط اولو نوشتم که بدونی اگه کاری داری بری بعدا بیای:))

باشه برو ولی تو مگه جغد نبودی؟خبریه؟:))))))مراد گفته زود بخواب؟:دی

عباس، عارف، عمران، عبدالله، عمرو بن حارث هم با عین شروع میشن.
:دی

آقا ملت اصن فک نکردن اسم داییم علی باشه خودم لو دادم انگار:)))) باشه آقا تسلیم :دی


+جولیک تو ام میتونی به جواب کامنتم به جواب شباهنگ واس جواب دادن کمک کنی:)))))))

من خوندمش، و متوجه شدم که نسل بعدی ما برای استفاده اشتباه از ه و کسره حاضره داستان تولد تا روز کنکورش رو برامون تعریف کنه، ولی هکسره رو یاد نگیره. لذا نظر کارشناسیم اینه که شباهنگ این سنگر رو ول کنه، یه هکسره ای پیدا کنه که کار از کارش نگذشته باشه.

این مورد اول تو حیطه کارشناسی شباهنگه و خودش میدونه مریض بدتر ازین هم امید به بهبودی ش هست:))حالا سعیشو میکنه ایشالا:|

حیاط داشتیم ولی نداریم دیگه :( الان آپارتمانیم...

من فقط میتونم دعوتت کنم وقتی خودمون برگشتیم توام بیای خونمون:):دی

کدوم مراد؟!
خسته بودم
الان بیدارم
ششه ساعت :دی

چمیدونم یه مرادی که ممکنه بگه جغد باشی نمیگیرمت ساعت خوابتو درست کن:)))

همسایه خودم نیستی ولی دقیقاااااا همسایه فامیلمونی:))))))))))))))))

قبل ازینکه پستو بخونم گفتم هر وقت اومدم اونجا:) بیام در خونتون:| آخراش خورد تو ذوقم :( کِی میرین تو این خونتون؟:)چقدم قشنگه ^^

ای بگم خدا چیکارت نکنه دختر:| ینی تو الان قشنگ آدرس خونه مارو داری:/ گندشو در نیار فقط:)))یه مصیبتیه خواننده همشهری داشتنا...

والا قراره اواخر مرداد همین امسال مستاجر بره ولی ازونجایی که بازم یخورده میخوایم تغییرات دیگه توش بدیم بش میگیم زودتر بره بریم تو کار خوشگلاسیون بازم

با کمال میل می پذیرم ^-^ 
ایشالا زودتر برگردید خونه‌تون *-*

با کمال میل پذیراییم:)

چهارماه...

نه بابا کاریت ندارم😂❤️

اوهوم.به سلاومتی :))

تو یکی بدون اسم بدون رسم:دی و بدون رسم شکل تو وبلاگت پیدا شه بگه همشهریم و خونتونو ببینه بگه همسایه فامیلمونی نمیترسی؟:))))) اتفاقا دلم میخواد کار داشته باشی ببینمت کی هستی تو :دی

مرسی:)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
- مرادم ایشالا خودشم جغده. ضمن اینکه من از اون جغدام که صُبا خروس میشن

- قبل از نیم‌فاصله «ه» رو یاد بگیر. اگه e به معنیِ «است» بود باید ه بنویسی. مثل این: شباهنگ جغده، نسرین شباهنگه، ***** خوبه
ولی اگه بعدش صفت و مضاف‌الیه اومد کسره بذار یا اصن هیچی ننویس. مثلاً: چه جغدِ خوشگلی. ***** دوستِ منه (دوست من است).

- من بیشتر از این از لپ‌تاپم کار می‌کشم و هنوز زنده است.

- باتری لپ‌تاپ من همیشه روشه. اگه خراب بشه دویست تومن میدی عوض می‌کنی. بهتر از اینه که خود لپ‌تاپ خراب بشه.
اینو بخون:
http://www.p30news.com/212/باتری-لپ-تاپ-یا-برق-مستقیم.html

- اون صدا لابد به خاطر فنه. فن یه چیز فیزیکیه. مثل پنکه. که لپ‌تاپ رو خنک می‌کنه. هم میشه فنِ جدا خرید و گذاشت زیر لپ‌تاپ، هم خودش توش فن داره

- دیر بالا اومدن یا از پر شدنِ درایویه که ویندوز روشه یا از ویروس. ویندوز عوض کنی درست میشه

- لپ‌تپ هم مثل کامپیوتر هارد و فن و... داره. ولی خب سخته توشو باز کنی ببینی
اینو ببین:

https://www.laptopmedia.ir/1393/06/در-خرید-لپ-تاپ-به-چه-مواردی-توجه-نکنیم/

سوال دیگه‌ای هم موند که جواب نداده باشم؟

خجالت زده نکن خو:(.کل بلاگستان فهمیدن من ه بلد نیستم:(.همین الان پیش پای تو داشتم راجب ه میخوندم و فعلا ظاهرا بلدم.باید ببینم عملی چطورم:)

نسرین!! من بنفشه م :))))) یادت رفتاااااااا :دی

خب ایشون با وجود فنی که داخل خودشه بازم صدا میده:| ینی برم بخرم؟چی  بگم به فروشنده؟فن میخوام؟و اینکه نکنه فن مدل و اینا داشته باشه بگه چه مدلی میخوای من ضایع شم:| وای:|
ویندوز عوض کردن هم بمونه واس بعد کنکور.ولی دیگه این ویندوز نه.یا هفت یا ده
مرسی:)***** توهم گلی هستی از گلهای بهشت.اگه مراد نچینتت واس خودش:)))

:))) آره بنفشه جان. فن مدل داره و معمولاً صد الی دویست تومنه. پنجاه تومنشم هست البته. بستگی به تعداد پره‌هاش داره
اول ویندوزو عوض کن
بعد اگه صداش ادامه داشت نشون متخصص بده ببین فنِ توی لپ‌تاپ سالمه یا نه
اگه سالم بود فنِ زیریشو بخر
شاید توییه خراب شده باشه و لازم باشه فنِ خود لپ‌تاپو تعویض کنی

یا حضرت عباس!!دیویسسسسس؟؟؟من الان هیچی ندارم:(

آره اول میرم سراغ ویندوز
دعا کن دلو روده خودش سالم باشه اصن ده تا فن میخرم براش:((

چرا من اینجور مواقع سکته رو میزنم:)) دور از جون تو البته :||

اسم و رسم دادم خب.نیومدی:)

دانش آموزی؟

گم کردم اسم و رسمتو تو کامنتا:|دوباره بفرس

مدرسه نمیرم خیلی وقته ولی بله امسال پیش دانشگاهی بودم:))

باعشد:) خصوصی میفرستم

اوهوم.موفق باوشی:)من بزرگترم احترام بذار :|

منم خصوصی یه چیزی فرستادم:|

تو بلاگستان چرا هر کی میاد از من بزرگتره:|

ای جانم امیدوارم هر چه زودتر یه پست از تو خونه دوست داشتنیتون بزاری 

چه کامنت قشنگی^_^

نظری ندارم واقعا :/

واس کامنتی که نظری نداره منم جوابی ندارم حقیقتا:|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان