29_با این و اون نجنگ،فرار کن فراااااار

امروز کلاس نداشتیم ولی مدرسه رفتم.خونه که باشم میخوابم.تا خودِ لنگ ظهر.بعد اونم سرم درد میکنه و باز میخوابم.میبینم عصر شده و هیچ کاری نکردم.واس فرار از خودِ تنبلم و عذاب وجدان بازم میخوابم.به غیر از یه دوره خاص حدودا یه ماهه تابستون من همیشه آدم خوابالویی بودم و هستم.وقتی هم حالم خوب نیس ازین علاقه و راحت به خواب رفتنه،ازین تواناییِ تونستنِ چن روز کامل خوابیدنه سو استفاده میکنم..فقط نمیدونم تا کی میشه از بیداری به خواب فرار کرد


امروز ذال و سبزه نمک نبودن.حالم بهتر از روزای دیگه بود.یه آرامشِ خاص که تو روزای دیگه نبود.تنها خوری،تنها درسخونی،تنها قدم زنی،تنها خندیدن و همه کارایی که امروز کردم یه مزه دیگه داشت


و در نهایتا هنوز باورم نمیشه امسال کنکوری ام 

آخرین سالیه که میرم مدرسه

و ازون بدتر...یک ماه گذشت...من چیکار کردم این یه ماه؟

فک نکنم بتونم این هشت ماهو بخوابم و فرار کنم...

فک نکنم روز کنکورم بتونم بخوابم

فک نکنم روز اعلام نتایج بتونم بخوابم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح اصلی قالب : عرفان ویرایش شده برای یک بنفشِ مهربان